تبليغاتX
یادداشتهای یک طراح
وبلاگی برای موفقیت در تمام فصول
تاریخ : پنجشنبه 31 فروردین1391
نویسنده : محمد صادق
الو ، عزيزم سلام

نمي تونم از فكرت درام

من هنوزم مثه قبلنام

هنو مثه نفسي برام


الو سلام

ديگه نمي تونم از فكرت درام

آره من هنوزم مثه قبلنام

هنو مثه نفسي برام


موضوعات مرتبط: حس و حال های روزانه
تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین1391
نویسنده : محمد صادق
خيال كن ، روزگارم روبه راهه

خيال كن ، رفتيو دلم نمرده

خيال كن ، مهربون بودي و قلبم

كناره تو ازت زخمي نخورده


خيال كن ، هيچي بينه ما نبوده

خيال كن ، خيلي ساده داري ميري

خيال كن ، بي خياله بي خيالم

شايد اينجوري آرامش بگيري


گذشتي از منو ساكت نشستم

گذشتي از منو ديدي كه خستم

تو يادت رفته كه توي چه حالي

كنارت بودمو زخماتو بستم


خيال كن كه سرم گرمه عزيزم

خيال كن بي تو هيچ دردي ندارم

خيال كن زمستونه ولي من

توي شبهام شبه سردي ندارم


خيال كن قلبه من شكستني نيست

خيال كن حقمه تنها بمونم

خيال كن ، عاشقم بودي ولي من

شايد قدره تورو هرگز ندونـــــــــــــم


گذشتي از منو ساكت نشستم

گذشتي از منو ديدي كه خستم

تو يادت رفته كه توي چه حالي

كنارت بودمو زخماتو بستم


زخماتو بستم

خيال كن ....


دانلود ترانه ي فوق العاده خيال كن با صداي دلنشينه شهرام شكوهي


موضوعات مرتبط: حس و حال های روزانه، متن و دانلود ترانه های عاشقانه
تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین1391
نویسنده : محمد صادق
دوستان عزيز سال نوتون مبارك

اين اواخر خيلي كمرنگ شده بودم

مي دونم خيلي واسه تبربك ساله نو ديره اما حداقل بدونين به يادتون بودم

جديدا مشغوله يه سري پرو‍‍ژه هاي جديد شدم كه سرم خيلي شلوغ تر از قبل شده اما از امروز روزي يه پست رو بهتون قول مي دم


بهترين ها رو براتون آرزو دارم
موضوعات مرتبط: دست نوشته ها، حس و حال های روزانه
تاریخ : دوشنبه 12 دی1390
نویسنده : محمد صادق
می دونی که ریلکسه بدنم

واسه حرکت  به نقصه قدمم

رو ورق می رقصه قلمم

هه ، داره می رقصه کلمم

من اومدم ، سرم گرمه هدف 

می گی نرو طرف عقب گرد

وگرنه که نه تو نه من نه حرکت

پس

با صدو نود ، نود کم درصد

که این شرط و من بستم

که حتی در اشده دردم من 

می دونم که بی شک برندم

من سرکشم و سر سختم

من کله شق و تک دندم

من قلب شهر در دستمه

من یه ارتشم که در بطنه

از جنگه غرب و شرق ،  بد خستم


موضوعات مرتبط: حس و حال های روزانه
تاریخ : شنبه 12 آذر1390
نویسنده : محمد صادق

مدتهاست دلم تنگه خودمه .

خودم ، خوده خودم . همون کسی که :

به راحتی تا نیمه شب بیدار می موند ،
 پروژه هاشو جمع و جور می کرد ،
هرز گاهی شبا بعد از اینکه دست از کار می کشید ، دستی به قلم می برد و چیز هایی می نوشت ،
چند خط شعر نو، همونایی که خواهرم یواشکی با نامه خودش می نوشت تو بلاگه خودش ،
دو سه خطی خاطره ،
چند حرفی درده دل ،
 درسش رو خوب می خوند ،
خوش ذوق بود ،
 خوب پول در می آورد ،
 قابل اعتماد بود ،
تکیه گاه بود ،
آه !!!
اونی که خوشحال بود

اما حالا از من چی مونده :
یه آدمه افسرده ی غمگین ،
شبا به زور تا 11-12 بیدارم و اغلب یا فیلم می بینم یا سیگار می کشم
من موندمو یه جیبه خالی ،
کلی پروژه عقب مونده ،
یه عالمه اشک که تو دل مونده و از چشمام نمی ریزن بیرون ،
یه عالمه وعده ای که به خودم می دم و نمی تونم عملیشون کنم ،
یه عالمه تصمیمه گرفته شده اما عملی نشده ،
یه عالمه بغضه توی گلو ،
یه دنیا نا امیدی ،
یه کیسه قرصه افسردگی ،
یه دنیا حرفه نگفته ،
یه دنیا خشم ،
یه دنیا کفر ،
یه عالم بی ایمانی ،
آه!!!
یه عالم پوچی .

خدایا کمککککککککککککککککککککککک


موضوعات مرتبط: حس و حال های روزانه
تاریخ : دوشنبه 2 خرداد1390
نویسنده : محمد صادق
امروز، همان فردایی‌ست که دیروز، منتظرش بودید!

شاید برای اغلب ما پیش‌آمده که ‌گاهی‌وقت‌ها کارهای‌مان را به تعویق می‌اندازیم یا در انجام آن‌ها، کوتاهی می‌کنیم و کارمان را در موقع مقرر انجام نمی‌دهیم و یا برای تأخیر در کارهای‌مان، دلیل‌تراشی‌های مداوم می‌کنیم اما زمانی‌که بخواهیم از دیدگاه آسیب‌شناختی به این مسأله نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که دلیل‌تراشی برای به‌تعویق انداختن کارها و موکول‌کردن کارها به آینده، منجربه تفکرات عمیق در فرد می‌شود که موجب بروز رفتارهای تأخیری، ازجمله تأخیر در تصمیم‌گیری و انجام وظایف به اشکال گوناگون می‌شود و واکنش‌های پراسترس را ایجاد می‌کند که شامل از دست‌دادن کنترل نسبت به زندگی، همراه با پیامدهای ناخوشایند در زمینه‌ی بهداشت ذهنی و جسمی‌ست. این‌ها از خصوصیات «اهمال‌کاری» و «مسامحه‌کاری»‌ست.

 

- «اهمال‌کاری» (تنبلی)، به‌تعبیری از «الیس»، نوعی سندرم جسمی‌- روانی‌ست؛ یعنی کاری که تصمیم به اجرای آن گرفته می‌شود و دست‌کم می‌تواند در آینده برای فرد نتایجی را دربر داشته باشد، بدون هیچ دلیلی به آینده محول می‌شود اما در عین حال، عدم انجام آن نیز به زیان فرد است و از این‌بابت، خود را سرزنش می‌کند. چنین فرآیندی، فرد را وادار می‌کند که برای موجه جلوه‌دادن عادت مورد نظر، دلایل متعددی بیاورد؛ به‌گونه‌ای که به گفته‌ی «فستینگر»، بتواند درگیری ذهنی و ناتوانی‌های شناختی خود را مرتفع سازد.  فرد اهمال‌کار، مجبور است در قبال تعلل‌ورزیدن و هم‌زمان سرزنش‌کردن خویش، از خود دفاع کند؛ بدین‌ترتیب از یک‌سو برای عدم انجام کارهایش، دلیل‌تراشی می‌کند و از سوی دیگر، انجام کارش را به آخرین دقایق موکول می‌کند؛ به‌طوری‌که فرد اهمال‌کار (تنبل) نمی‌تواند تصمیم بگیرد چه فعالیت‌هایی را در چه‌زمانی و براساس چه اولویت‌بندی باید انجام دهد. در دیدگاه «الیس»، چنین فرآیندی، غیرقابل دفاع بوده و نوعی شکست تلقی می‌شود.
 

- «مسامحه‌کاران» نیز اغلب از رفتار اشخاص کارآمد، برداشت غیرواقع‌بینانه دارند. ممکن است گمان کنند که اشخاص موفق همیشه احساس اطمینان و اعتمادبه‌نفس دارند و به‌راحتی به هدف خود می‌رسند و هیچ سختی در راه رسیدن به هدف، برای آنان وجود ندارد.

 تحقیقات بالینی نشان می‌دهد که اهمال‌کاری و مسامحه‌‍کاری، ارتباط مستقیم با افسردگی، روان‌رنجوری ، اختلال ‌آشفتگی ، عدم رقابتی بودن و فراموش‌کاری دارد.

 راه‌های جلوگیری از تنبلی

1- مرد امروز باشید : فراموش نکنید موفقیت آینده، در گرو اقدام امروز شماست؛ پس نه اندوه گذشته‌ی از دست‌رفته را بخورید: «ای‌کاش چنین می‌کردم» و نه در خواب و خیال فردایی رؤیایی باشید. هیچ‌وقت نگویید: «بگذار زمان مناسب فرابرسد.» زمان مناسب، همین زمانی‌ست که در آن به‌سر می‌بریم. کسی که منتظر فرصت می‌ماند، هیچ‌گاه به فرصتی مناسب نمی‌رسد. فرصت را باید ساخت، فرصت‌آفرینی، هنر تداوم بخشیدن به «لحظه‌های اکنون» است. «بعداً، همین حالاست»؛ در جهان، چیزی به‌نام آغاز و پایان وجود ندارد؛ زندگی امروز خود را به شیوه‌ای بگذرانید که گویی همه‌چیز در همین یک‌روز است.

2- از کلمه‌ی «باید» استفاده نکنید :

هیچ‌گاه نگویید: «باید این‌کار را انجام دهم»؛ بگویید: «بهتر است این کار را انجام دهم

عبارت‌های «بایددار» معمولاً مؤثر نیستند زیرا احساسی از گناه تولید می‌کنند و درنتیجه‌، شرایطی فراهم می‌شود که شما از انجام آن خودداری می‌کنید. گاهی‌اوقات هرچه بیش‌تر به خود بگویید که باید کاری صورت‌دهید، انجامش به همان اندازه دشوار می‌شود.

3- مثبت فکر کنید و به خود پاداش بدهید:

زمانی‌که شما در مورد کارتان، مثبت فکر کنید و اندیشه‌های خوب در مورد آن کار را در ذهن خود پرورش دهید، منجربه آرامش ذهنی شما می‌شود و خیلی راحت‌تر از عهده‌ی کارتان برمی‌آیید. همیشه در پایان کاری که انجام می‌دهید، حتی اگر پیشرفت خیلی کمی هم داشته باشید، به خود پاداش بدهید و جمله‌هایی مثبت هم‌چون «من تلاشم را کردم و به خودم می‌بالم، چون در کارم پیشرفت کردم.» را جایگزین جمله‌هایی چون «پس از این‌همه تلاش، مقدار کمی پیشرفت داشته‌ام، از کارم راضی نیستم و احساس خستگی می‌کنم.» کنید و معجزه‌ی تفکر مثبت را ببینید.

4- برای خود، هدف تعیین کنید:

زمانی‌که با کاری مواجه می‌شوید، آن را برای خود به‌صورت «هدف» دربیاورید زیرا موجب می‌شود تا تصویر روشنی از آن کار در ذهن خود داشته باشید و انگیزه‌تان را در کار بالا می‌برد و موجب می‌شود که اراده‌ی شما برای انجام کار، قوی شده و اراده‌ی قوی، منجربه پیگیری کار و فعالیت بیش‌تر و مفیدتر شما می‌شود.
 

5- عادت‌های نادرست را ترک کنید:
خود را توانا بدانید. شما می‌توانید در برابر عادت‌های زشت خود مقاومت کنید و آن‌ها را تغییر دهید. ممکن است پس از هر ترک عادتی، دوباره به آن بازگردید. ترسی از این مسأله نداشته باشید؛ مدام تمرین کنید، تحمل داشته باشید و با مشکلات بجنگید.

6- کارهای بزرگ را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید:

بسیاری از انسان‌ها، زمانی‌که با یک کار بزرگ مواجه می‌شوند، به‌دلیل سخت‌بودن، از انجام آن خودداری می‌کنند یا آن را به فرصت‌های بعدی موکول می‌کنند اما به‌راحتی می‌توانید کارتان را به قسمت‌های کوچک تقسیم کنید. در این زمان، شما به دلیل حجم کم کارتان، بهتر از عهده‌ی آن برمی‌آیید؛ درنتیجه بازخورد بهتری دریافت می‌کنید و این امر در روحیه‌ی شما برای ادامه‌ی کارهای‌تان، بسیار مؤثر است. 


موضوعات مرتبط: مطالب خواندنی
تاریخ : پنجشنبه 8 اردیبهشت1390
نویسنده : محمد صادق

یه احساسی به تو دارم                  یه حــسه تازه و مبهم

یه جوری توی دنـــــیامی                 که تنها با تو خوشحالم

یه احســاسی بـــــه تو دارم         شبیه عشق و بی خوابی

تو چشمات طرحه خورشیده         تو این شبــــهای مردابــی

               ***            

خودم بودم که می خواستم              همه دنیای من باشی

ببین غرقه توام اما                    هنوز می ترسی تنها شی

یه احساسی به تو دارم                یه جوری از تو سر شارم

یه کم این حسو باور کن               که بی وقفه دوست دارم

یه احساسی به تو دارم               شبیه عشق و دل بستن

توام مثه منی اما                        یه کم عاشق تری از من

***

لینک دانلود این ترانه با صدای نیما مسیحا ( آلبوم توهم )


موضوعات مرتبط: حس و حال های روزانه، متن و دانلود ترانه های عاشقانه
تاریخ : یکشنبه 28 فروردین1390
نویسنده : محمد صادق
سال نو مبارک ...

تنها جمله ای که میتونم از ته قلبم بگم !


موضوعات مرتبط: حس و حال های روزانه
تاریخ : یکشنبه 28 فروردین1390
نویسنده : محمد صادق
تو به اشک اجازه دادی........................
 توی چشمه من بشینه......................
تا غرورمو شکستم............................
گفتی عاشقی همینه.......................

گفتی اما دل ندادی...........................
گفتی اما دل نبستی........................
گفتی عاشقت نبودم........................
ساده بودی که شکستی..................


موضوعات مرتبط: حس و حال های روزانه
تاریخ : سه شنبه 24 اسفند1389
نویسنده : محمد صادق

 سیاستمدار معروف(نخست وزیر بریتانیایی)

میانجی مانند کسی است که به تمساح غذا می دهد و امیدوار است که آخرین کسی باشد که طعمه او می‌شود. وینستون چرچیل

 

من آدم خوشبینی هستم؛ فكر نمی كنم اگر جز این باشم، حال و روز ام بهتر از این باشد. وینستون چرچیل

 

 درستكاری اهمیت دارد، ولی روراستی نیز مهم است. وینستون چرچیل

 

 بهای هیچ چیز گزاف تر از انتقامجویی نیست. وینستون چرچیل

 

 تجربه همیشه به سود انسان نیست، زیرا، هیچ رویدادی دوبار به یك شكل رخ نمی‌دهد.وینستون چرچیل

 

 ما از جهانیان، هیچ نمی خواهیم، جز احترام. وینستون چرچیل

 

 بدون انگیزه و شوق، همه ی خوبیهای دیگر، مفهوم خود را از دست خواهند داد.  وینستون چرچیل

 

 شهامت چیزی است كه باعث می شود انسان بایستد و سخن بگوید. البته این هم كه انسان بنشیند و گوش دهد، شهامت است.وینستون چرچیل

 

 مهمترین كار ما این نیست كه ببینیم در دور دستهای مبهم و ناپیدا چه چیزهایی وجود دارد. كار ما این است كه به آنچه آشكارا در پیش رو داریم، بپردازیم.وینستون چرچیل

 

بدون تردید، افراد بشر حاضر نیستند كه همگی بطور یكسان و برابر از گرسنگی بمیرند و بی گمان برای آخرین تكه نانی كه می ماند و باید تقسیم شود، درگیری شدیدی به وجود خواهد آمد.وینستون چرچیل

 

من شخصأ دوست دارم بیاموزم، اگرچه همیشه نفرت دارم از این كه به من بیاموزند.  وینستون چرچیل

 

قرنهای تاریك باز خواهد گشت، روزگار حجر بر بالهای درخشان دانش باز خواهد گشت، چه بسا امروز بركت های بی شمار به بشر ارزانی داشته تا یك روز مایه ی نابودی وی شود، آگاه باش! فرصت از دست نرود.وینستون چرچیل

 

 حقیقت، انكارناپذیر است. بدخواهی ممكن است به آن حمله كند. ممكن است نادانی آن را به مسخره بگیرد، اما سرانجام حقیقت پایدار خواهد بود. وینستون چرچیل

 

 موفقیت، توانایی رفتن از شكستی به شكست دیگر بدون از دست دادن شور و حرارت است.وینستون چرچیل

 

 از مخالفت نهراسید؛ بادبادك تنها زمانی می تواند بالا رود كه با باد مخالف مواجه شود.وینستون چرچیل

 

 ماجراجو و خطرناك باشید، با روزگار به مقابله برخیزید و ترس به خود راه ندهید؛ زیرا هر چه پیش آید خوش آید. وینستون چرچیل

 

 شجاعت را به حق در صدر صفات برجسته انسان دانسته اند... زیرا این صفت تكیه گاه صفت های دیگر است.وینستون چرچیل

 

 كافی نیست حداكثر تلاش خود را بكنیم و در بهترین حد خود ظاهر شویم، گاهی لازم است كاری را در حد كفایت انجام دهیم. وینستون چرچیل

 

 اشخاص همیشه گناه را به گردن شرایط و بی نظمی می اندازند؛ من به شرایط و بی نظمی باور ندارم. مردان كامیاب، شرایط و نظم را جستجو می كنند و آن را می آفرینند. وینستون چرچیل

 

 امپراتورهای آینده، امپراتورهای فكر و اندیشه اند.وینستون چرچیل

 

 سیاستمدار كسی است كه حوادث فردا و یك ماه و یكسال بعد را پیش بینی كند و سپس بتواند دلایلی بیاورد كه چرا اتفاق نیفتاد.وینستون چرچیل

 

 تا هنگامی كه پایانهای بزرگ در جهان وجود دارد، می دانیم كه روح و معنی هستیم نه جسم و جانور. وینستون چرچیل

 

 آدم بدبین، سختی را در هر فرصتی می بیند، آدم خوش بین فرصت را در هر سختی.وینستون چرچیل

 

 با خوردن حرف هرگز سوء هاضمه نمی گیرید. وینستون چرچیل

 

 آیین دموكراسی بدترین شكل حكومت است. با وجود این از تمام آیین هایی كه تاكنون آزمایش شده بهتر است.وینستون چرچیل

 

 بزرگترین درس زندگی این است كه گاهی احمقها هم درست می گویند.وینستون چرچیل

 

 رو به پیشرفت، یعنی دگرگونی، رو به تكامل، یعنی دگرگونی های بسیار. وینستون چرچیل

 

 عیب جامعه این است كه همه می خواهند آدم مهمی باشند و هیچ كس نمی خواهد فرد مفیدی باشد. وینستون چرچیل

 

بدون پول، آرامش به دشواری به دست خواهد آمد. وینستون چرچیل

 

 سرسخت و سمج و پایدار باشید و هرگز تسلیم نشوید. وینستون چرچیل

 

 من شخصاً همیشه آماده ی چیز یاد گرفتن هستم، هر چند همیشه هم دوست ندارم به من چیزی یاد بدهند.وینستون چرچیل

 

 همه از مردن در راه باورشان سخن می گویند، اما هیچ كس از كشته شدن در راه باورش دم نمی زند. وینستون چرچیل 


موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن1389
نویسنده : محمد صادق

اینترنت این روزها نقش بسیار پر رنگ تری از آنچه که در چند سال پیش داشت پیدا کرده است. به نحوی که ما ایرانیان هم در کشور خود به خوبی می توانیم این تغییرات را لمس کنیم. این روزها به مدد دست آورد های بزرگان این حوزه در گذشته و حال شاهد شکوفایی هر چه بیشتر شبکه جهانی هستیم و بسیار به جا خواهد بود تا افرادی را که نقشی به سزا در شکل گیری این شبکه جهانی داشتند بشناسیم. در مقاله پیش روی شما دوستان ارجمندم در سايت كليپ دونيکه برگردانی است آزاد از یک مقاله که اخیرا منتشر شده، 41 تن از بزرگان تاریخ اینترنت که در رسیدن آن به جایگاه فعلی نقش تعیین کننده داشتند معرفی شده اند.
لازم به ذکر است که من معمولا علاقه ای به برگرداندن مقالات دیگران ندارم، اما این مقاله برای من متفاوت بود و من تصمیم گرفتم تا به پاس قدردانی از این بزرگان و معرفی هر چه بهتر آنها اقدام به باز نشر و برگردان کنم. تنها کافیست تا دنیایی بدون اینترنت و سرویس های اون رو تجسم کنید تا به ارزش کار این بزرگان پی ببرید.


موضوعات مرتبط: مطالب خواندنی
تاریخ : سه شنبه 12 بهمن1389
نویسنده : numinous

وقتی مردی وارد یک زندگی مشترک می شود و تعهدات آن را می پذیرد، دیگر نمی تواند فقط به فکر خودش باشد، زیرا بعضی وقت ها مجبور است در باره نیازها و خواسته های همسر و خانواده خود فکر کند. حتی قبل از اینکه به خود بیندیشد. آنچه یک مرد باید در نظر داشته باشد این است که فقط حمایت اقتصادی خانواده و پرورش فرزندان وظیفه یک مرد نیست. کارشناسان به مردانی که علاقه مند به یک زندگی مشترک خوب بوده و دوست دارند عنوان همسر و پدری خوب را به خود اختصاص دهند. توصیه کرده اند:


شنونده خوبی باشید

وقتی همسرتان در کنار شما می نشیند و شروع به حرف زدن درباره مشکلاتش می کند، لازم نیست. بلافاصله راه حلی را به او پیشنهاد کنید. او فقط می خواهد شما به او توجه داشته و او را همراهی کنید. با توجه کردن به حرف های او می توانید بذر صمیمیت را در قلب اش بکارید به یاد داشته باشید هنگام طرح مشکلات توسط همسرتان هرگز راه حل ارایه ندهید و چاره جویی نکنید. آن چه شما به او پیشنهاد می دهید هرگز چیزی نیست که او می خواهد او هرگز شما را به عنوان یک وکیل، داور یا پزشک انتخاب نکرده و منظورش این نیست که با شنیدن مشکلاتش به او راه حل نشان بدهید.
همیشه قضاوت های تند و نابجا، هر نوع رابطه ای را خدشه دار می کند. هیچ کس زندگی با فردی بدبین را دوست ندارد و حاضر نیست حتی چند ساعتی او را تحمل کند،


به همسرتان احترام بگذارید

یکی از ویژگی های شوهر خوب این است که همیشه به همسرش احترام بگذارد. کسی که این مورد را به اضافه خوب شنیدن رعایت کند، به طور قطع لحظات خوشی را در کنار همسرش خواهد گذراند. یکی از نشانه های احترام این است که مرد از انتقاد یا سرزنش کردن همسرش حتی الامکان پرهیز کند. هرگز همسر خود را به خاطر انتخاب لباس، نوع آشپزی، نظافت خانه یا نوع برخورد با بچه ها سرزنش نکنید. شاید از نظر شما چنین کاری از روی صمیمیت با همسرش باشد، اما باور داشته باشید عیب جویی و انتقاد برای همسرتان آزادهنده و مخرب صیمیمت است. همسرتان نباید احساس کند شما همانند یک بچه با او رفتار می کنید و هر حرف یا حرکت او را تحقیر می کنید. این یکی از سموم خطرناک در زندگی مشترک است.
قضاوت


از قضاوت پرهیز کنید

همیشه قضاوت های تند و نابجا، هر نوع رابطه ای را خدشه دار می کند. هیچ کس زندگی با فردی بدبین را دوست ندارد و حاضر نیست حتی چند ساعتی او را تحمل کند، اگر شما عادت دارید از هر عمل و رفتار همسرتان برداشت سویی داشته باشید به طور قطع زندگی مشترک شما دوام زیادی نخواهد داشت.خانه ی شما دادگاه نیست و قرار نیست مدام در حال محاکمه ی همسرتان باشید.

با همسرتان گفت و گو کنید

زنان احتیاج به صحبت کردن دارند تا آرام شوند. بنابراین در هر روز زمانی را به گفت و گو با همسرتان اختصاص بدهید. درباره نیازها و خواسته های همدیگر حرف بزنید و به او بگویید چه احساسی نسبت به وی دارید. مراقب باشید او را به موقعیت تدافعی نکشانید. موقع گفت و گو، به او بگویید که از ازدواج با او خوشحال هستید و تاکید کنید او بر زندگی تان تاثیرگذار بوده است. زندگی مشترک سالم و پایدار، حاصل یک گفت و گوی خوب است.

در یک زندگی مشترک باید مراقب باشید که دیگر «من» وجود ندارد و بعضی وقت ها باید از نیازها و خواسته های خود دست بکشید.

مسائل شخصی را به زندگی مشترک سرایت ندهید

در یک زندگی مشترک باید مراقب باشید که دیگر «من» وجود ندارد و بعضی وقت ها باید از نیازها و خواسته های خود دست بکشید. زمانی که مرد مسائل شخصی و عقده های پنهانی خود را در زندگی مشترک عنوان کرده و تمام عقده هایش را بر سر همسر خود خالی می کند. در حقیقت به سست کردن پایه های زندگی مشترک دست می زند.


مقتدر و کار آمد باشید

به همان نسبت که مردان از قدرتمند بودن لذت می برند، زنان نیز از داشتن مردی مقتدر و توانا در کنار خود لذت می برند. به همسرتان نشان بدهید که مرد کار و تلاش هستید و چنانچه خود را فردی ضعیف و تنبل نشان بدهید، در چشم همسرتان فردی آزاردهنده و بی لیاقت جلوه خواهید کرد و هرگز همسرتان از شما به عنوان شوهری خوب و مسولیت پذیر تشکر نخواهد کرد.


تاریخ : دوشنبه 11 بهمن1389
نویسنده : محمد صادق
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید 
قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید... وحشی بافقی

دیری ست که ما معتکف دیر مغانیم
رندیم و خراباتی و فارغ ز جهانیم...
چون کاسه شکستیم نه پر ماند و نه خالی
بی‌کیسه‌ی بازار چه سود و چه زیانیم...
شیریم سر از منت ساطور کشیده
قصاب غرض را نه سگ پای دکانیم 
پروانه‌ای از شعله ما داغ ندارد
هر چند که چون شمع سراپای زبانیم 
هشیار شود هر که در این میکده مست است
اما دگرانند چنین ، ما نه چنانیم 
ما گوشه نشینان خرابات الستیم
تا بوی میی هست در این میکده مستیم  وحشی بافقی

 

 شد دل‌آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت
با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت 
حاش لله که وفای تو فراموش کند
سخن مصلحت‌آمیز کسان گوش کند  وحشی بافقی

 

نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت
سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت 
اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت 
اول آن کس که خریدار شدش من بودم
باعث گرمی بازار شدش من بودم  وحشی بافقی

 

در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است
بر حذر باش در این راه که سر در خطر است 
پیش از آنروز که میرم جگرم را بشکاف
تا ببینی که چه خونها ز توام در جگر است... وحشی بافقی

 

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیست
تا زنده‌ام چو شمع ازینم گزیر نیست 
هر درد را که می‌نگری هست چاره‌ای
درد محبت است که درمان پذیر نیست... وحشی بافقی

 

دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست... وحشی بافقی

 

تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است
یک منزل از آن بادیه‌ی عشق مجاز است 
در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی
بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است... وحشی بافقی

 

عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او
داد رسوایی من شهرت زیبایی او 
بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او
شهر پرگشت ز غوغای تماشایی او 
این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد
کی سر برگ من بی سر و سامان دارد وحشی بافقی

 

چون چنین است پی کار دگر باشم به
چند روزی پی دلدار دگر باشم به 
عندلیب گل رخسار دگر باشم به
مرغ خوش نغمه‌ی گلزار دگر باشم به وحشی بافقی

 

تو مپندار که مهر از دل محزون نرود
آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود 
وین محبت به سد افسانه و افسون نرود
چه گمان غلط است این ، برود چون نرود 
چند کس از تو و یاران تو آزرده شود
دوزخ از سردی این طایفه افسرده شود وحشی بافقی

 

یار این طایفه خانه برانداز مباش
از تو حیف است به این طایفه دمساز مباش 
می‌شوی شهره به این فرقه هم‌آواز مباش
غافل از لعب حریفان دغا باز مباش 
به که مشغول به این شغل نسازی خود را
این نه کاری‌ست مبادا که ببازی خود را  وحشی بافقی

 

گر کسب کمال می‌کنی می‌گذرد
ور فکر مجال می‌کنی می‌گذرد 
دنیا همه سر به سر خیال است ، خیال
هر نوع خیال می‌کنی می‌گذرد وحشی بافقی

 

جانان نظری کو ز وفا داشت ندارد
لطفی که از این پیش به ما داشت ندارد 
رحمی که به این غمزده‌اش بود نماندست
لطفی که به این بی سرو پا داشت ندارد 
آن پادشه حسن ندانم چه خطا دید
کان لطف که نسبت به گدا داشت ندارد 
گر یار خبردار شود از غم عاشق
جوری که به این قوم روا داشت ندارد 
وحشی اگر از دیده رود خون عجبی نیست
کان گوشه‌ی چشمی که به ما داشت ندارد وحشی بافقی

 

فریاد که سوز دل عیان نتوان کرد
با کس سخن از داغ نهان نتوان کرد 
اینها که من از جفای هجران دیدم
یک شمه به سد سال بیان نتوان کرد وحشی بافقی

 

پیوستن دوستان به هم آسان است 
دشوار بریدن است و آخر آن است 
شیرینی وصل را نمی‌دارم دوست
از غایت تلخیی که در هجران است وحشی بافقی

 

المنة لله که ندارم زر و سیمی
کز بخل خسیسی شوم ، از حرص لیمی 
شغلی نه که تا غیر برد مایده خلد
باید ز پی جان خود افروخت جحیمی 
نه عامل دیوان و نه پا در گل زندان
نی بسته‌ی امیدی و نی خسته‌ی بیمی 
ماییم و همین حلقی و پوشیدن دلقی
یک گوشه‌ی نان بس بود و پاره گلیمی... وحشی بافقی


موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان
تاریخ : سه شنبه 5 بهمن1389
نویسنده : محمد صادق

انسان آزاد آفریده شده است اما همیشه در زنجیری است که خود بافته است. ژان ژاک روسو

افراد سست اراده همیشه منتظر معجزه ها و رویدادهای شگفت انگیزند اما افراد قوی ، خود آفریننده معجزه ها و رویدادهای شگفت انگیزند. ژان ژاک روسو

سعی کنید همانگونه باشید که می خواهید دیگران شما را (آنگونه) ببینند .ژان ژاک روسو

ساده ترین درس زندگی این است ،هرگز کسی را آزار نده.ژان ژاک روسو

آسایش زمان نمیشناسد ،هرگاه خسته شدی بیاسای.ژان ژاک روسو

برای آنکه بتوانیم کسی رادوست داشته باشیم به زمان و آگاهی نیاز داریم . برای دوست داشتن ابتدا باید داوری کرد و برای برتری دادن ،باید نخست سنجید.ژان ژاک روسو

به طور کلی اشخاصی که زیاد میدانند ، کم حرف میزنند و کسانی که کم میدانند ، پرحرف هستند. ژان ژاک روسو

فحش دلیل کسانی است که حق ندارند.ژان ژاک روسو

بزرگترین تفاوت انسان و حیوان ،فهم و اندیشه نیست ،بلکه اراده و اختیار اوست.ژان ژاک روسو

مردم بدون عشق کورانی هستند که به هیچ وجه به منزل نخواهند رسید.ژان ژاک روسو

میتوان حقیقتی را دوست نداشت ، اما نمیتوان منکر آن شد. ژان ژاک روسو

امید و آرزو آخرین چیزی است که دست از گریبان بشر برمی دارد.ژان ژاک روسو

احساس دل ، بالاتر از منطق است.ژان ژاک روسو

بیش از سخن گفتن گفتارت را بسنج ، چنان که بیش از کاشتن تخم شخم میزنی.ژان ژاک روسو

آنچه بار زندگی را بر دوش ما سنگین تر میسازد ، عموماً زیاده روی در خود زندگی است .ژان ژاک روسو

انسان از مادر ، آزاده آفریده شد .ژان ژاک روسو

اندیشه های صرفاً ذهنی و کلی ،منشا بزرگترین خطاهای بشرند.ژان ژاک روسو

هر پدیده ای زمانی که از دست آفریدگارش بیرون می آید خوب است و همین که بدست انسانها می افتد به تباهی میگراید .ژان ژاک روسو

ایمان داشتن به توانایی های خویش ، نیمی از موفقیت و کامیابی است .ژان ژاک روسو

بهترین وسیله برای جلب محبت دیگران ، نیکی کردن به آنهاست.ژان ژاک روسو

در مقابل همه چیز میتوان مقاومت کرد جز نیکی و خوبی.ژان ژاک روسو

هر کس لطف بهار میخواهد باید دشواری زمستان را تحمل کند.ژان ژاک روسو

 وبلاگ جملات حکیمانه

کتابهای ژان ژاک روسو: امیل - نا مه های اخلاقی- گفتار درباره ی منشاء نابرابری میان انسانها - قرارداد اجتماعی -غیب گوی روستا ،ایرا و ....


موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان
تاریخ : پنجشنبه 30 دی1389
نویسنده : محمد صادق

من وقت را هدر دادم و اکنون اوست که مرا هدر می­دهد.ویلیام شکسپیر

ای جسارت! دوست من باش.ویلیام شکسپیر

دوستی نعمت گرانبهائی است ،خوشبختی رادوبرابر می کندوبه بدبختی تخفیف میدهد. ویلیام شکسپیر

اگر كسی را دوست داری رهایش كن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده . ویلیام شکسپیر

از بزرگی نترس؛ بعضی بزرگ زاده می­شوند، برخی بزرگی را به دست می­آورند و بعضی بزرگی را به دامانشان می­اندازند. ویلیام شکسپیر

آه که دروغ چه چهره زیبایی دارد. ویلیام شکسپیر

به  لب­هایت خوار و خفیف کردن نیاموز که برای بوسیدن آفریده شده­اند. ویلیام شکسپیر

خدا به تو یک صورت داده است و تو از آن صورت دیگری ساخته ای. ویلیام شکسپیر

صورت شما كتابیست كه مردم می توانند از آن چیز های عجیب بخوانند. ویلیام شکسپیر

به عمقت برو، در بزن و بپرس قلبت چه می­داند. ویلیام شکسپیر

اگر کلمات نایاب شوند، به­ندرت بیهوده مصرف می­شوند. ویلیام شکسپیر

با خنده و شادی، بگذار چین و چروک­های پیری از راه برسند. ویلیام شکسپیر

چقدر بدبختند آنان که صبر و شکیبایی ندارند؛ مگر نه آن است که زخم ذره ذره التیام می­یابد. ویلیام شکسپیر

ترسو قبل از مرگش بارها می­میرد؛ دلیر فقط یک بار طعم آن را می­چشد.ویلیام شکسپیر

عجیب است که گوش بشر در مقابل نصیحت کر شود ولی نسبت به چاپلوسی شنوا . ویلیام شکسپیر

موطن آدمی را در هیچ نقشه جغرافیای نشانی نمی توان یافت، موطن آدمی در قلب همه کسانی است که دوستش دارند! ویلیام شکسپیر

چرخ فلک، قایق­هایی را به حرکت در می­آورد که پارو آنها را به حرکت درنیاورده است.ویلیام شکسپیر

زندگی داستانی است که یک ابله تعریف می­کند؛ پر از غوغا و هیاهو اما نامفهوم.ویلیام شکسپیر

زندگی کمدی است برای کسی که فکر می کند و تراژدی است برای کسی که احساس می کند. ویلیام شکسپیر

اگر غبطه خوردن به عزت و شرافت گناه است پس من مجرم­ترین روح زمینم.  ویلیام شکسپیر 

چیزی نداشته باشی؛ چیزی برای از دست دادن نداری. ویلیام شکسپیر

ظن و گمان همیشه در کمین ذهن گناه­آلود است. ویلیام شکسپیر

جهنم خالی است چون همه دیوها اینجا هستند. ویلیام شکسپیر

مگر پرتو شمع تا کجا می­رسد؛ مرگ خوب هم در این دنیای حرف نشنو همین قدر می­درخشد. ویلیام شکسپیر

من در قید خوشنودی تو، با جوابی که می­دهم، نیستم. ویلیام شکسپیر

اگر انجام دادن، به اندازه دانستن نیک از بد آسان بود، نمازخانه­ها کلیسا بودند و کلبه درویشان قصر پادشاهان. ویلیام شکسپیر

اگر توانستی با نگاه به بذرهای زمان بگویی کدام جوانه می­زند و کدام نمی­زند، بعد با من حرف بزن. ویلیام شکسپیر

نه خوب است و نه بد؛ فکر ماست که از آن خوب یا بد می­سازد. ویلیام شکسپیر

زندگی به اندازه یک داستان تکراری که گوش گنگ مرد خواب­آلود را می­آزارد خسته­کننده است.ویلیام شکسپیر

مثل امواج که به سوی ماسه­های ساحل شتابانند لحظات ماست که برای رسیدن به پایان بی­قرارند. ویلیام شکسپیر

ای خدا، ای خدا! تا کی اسیر پلیدی [ناشی از] دروغ بمانیم. ویلیام شکسپیر

عشق جوانتر از آن است که بداند وجدان چیست. ویلیام شکسپیر

دختران هیچ نمی­خواهند جز شوهر و وقتی به دست آوردند همه چیز می­خواهند. ویلیام شکسپیر

هر که سرگیجه دارد فکر می­کند دنیا دور خودش می­چرخد. ویلیام شکسپیر

آدم­ها پنجره را به روی طلوع خورشید می­بندند. ویلیام شکسپیر

غرورم با ثروتم از دست رفت. ویلیام شکسپیر

چه غم شیرینی است جدایی. ویلیام شکسپیر

شیطان برای رسیدن به مقصودش به کتاب آسمانی هم استناد می­کند. ویلیام شکسپیر

گوش­هایت را به همه بسپار اما صدایت را به عده­ای معدود. ویلیام شکسپیر

به افکارت زبان نده. ویلیام شکسپیر

ظرف که خالی باشد صدای بیشتری دارد. ویلیام شکسپیر

دوران طلایی پیش روست نه پشت سر. ویلیام شکسپیر

اگر اشکی داری آماده شو تا آن را فرو بریزی. ویلیام شکسپیر

دیوانه، عاشق و شاعر از یک قماشند: هر سه اهل خیال. ویلیام شکسپیر

محتوای جاه­طلبی به­مثابه سایه رؤیاست. ویلیام شکسپیر

هنوز هنری خلق نشده که افکار را از روی صورت بازسازی کند.ویلیام شکسپیر

هر کس باید با شکیبایی نتیجه رفتارش را تحمل کند.ویلیام شکسپیر

وزن دشمن را بیشتر از آنچه به نظر می­آید حساب کن. ویلیام شکسپیر

سه ساعت زودتر بهتر از یک دقیقه دیرتر. ویلیام شکسپیر

برای آن که کار درست بزرگی انجام بدهی، اشتباه کوچک مرتکب شو. ویلیام شکسپیر

آن که تاج بر سر دارد، بی­قرار سر بر بالین ­گذارد .ویلیام شکسپیر

محکوم زمانیم و زمان محکوم گذشتن. ویلیام شکسپیر

هر آنچه گذشت مقدمه است.ویلیام شکسپیر

وقتی پدر به پسر چیزی می­دهد هر دو می­خندند؛ وقتی پسر به پدر چیزی می­دهد هر دو می­گریند. ویلیام شکسپیر

وقتی غم می­آید، فقط با یک مأمور مخفی نمی­آید بلکه با چند لشکر از راه می­رسد.ویلیام شکسپیر

آهسته و عاقلانه! آنان که تند می­دوند سکندری می­خورند.ویلیام شکسپیر

زاده شدن همچون ربوده شدن است، که بعد از آن به عنوان برده فروخته می­شوی. ویلیام شکسپیر

یه رفیق تو دربار بهتر از دهشاهی تو کیف جیبیه. ویلیام شکسپیر

یه احمق فکر می­کنه عاقله اما یه عاقل می­دونه که احمقه.ویلیام شکسپیر

خوبی زیادی هم بد از آب درمیاد. ویلیام شکسپیر

بهتره احمق با حضور ذهن باشی تا با حضور ذهن احمق.ویلیام شکسپیر

آدم تبهکار می‌رود ولی شرش بعد از او می‌ماند. ویلیام شکسپیر

آن کس که جرأت انجام کارهای شایسته دارد، انسان است. ویلیام شکسپیر

آن کس که مال مرا بدزدد، چیز بی ارزشی را ربوده‌است، اما آن‌که نام نیک مرا برباید، جزئی از وجود مرا می‌برد که او را غنی نمی‌کند اما در واقع مرا حقیر می‌سازد. ویلیام شکسپیر

آیا می‌دانید که انسان چیست؟ آیا نسب و زیبایی و خوش‌اندامی و سخن‌گویی و مردانگی و دانشوری و بزرگ‌منشی و فضیلت و جوانی و کرم و چیزهای دیگر از این قبیل، نمک و چاشنی یک انسان نیستند؟ ویلیام شکسپیر

از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال، خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است. ویلیام شکسپیر

اگر در این جهان از دست و زبان مردم در آسایش باشیم، برگ درختان، غرش آبشار و زمزمه جویبار هریک به زبانی دیگر با ما سخن خواهند گفت. ویلیام شکسپیر

اگر دوازده پسر داشتم و همه را به طور یکسان دوست می‌داشتم و یازده پسرم را در راه میهن قربانی می‌کردم، بهتر از این بود که یکی پس از دیگری در بستر خواب بمیرند. ویلیام شکسپیر

امان از وقتی که مردم، دزد عقل را به گلوی خود بریزند، منظور از دزد عقل، مشروبات الکلی است، واقعأ که هیچ عاقلی این کار را نمی‌کند. ویلیام شکسپیر

اندیشه‌ها، رؤیاها، آه‌ها، آرزوها و اشک‌ها از ملازمان جدایی‌ناپذیر عشق می‌باشند. ویلیام شکسپیر

ای فتنه و فساد، تو چه زود در اندیشه مردان نومید رخنه می‌کنی. ویلیام شکسپیر

بدی‌های ما در دنیا به یادگار می‌ماند و خوبی هایمان همراه با ما به گور می‌رود. ویلیام شکسپیر

بذله‌گویی برازنده‌ترین لباسی است که در یک مجلس می‌توان پوشید. ویلیام شکسپیر

برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را نیز بسوزاند. ویلیام شکسپیر

برای لذت بردن کافیست اندکی احمق باشی. ویلیام شکسپیر

به دست آور آنچه را که نمی‌توانی فراموشش کنی و فراموش کن آنچه را که نمی‌توانی بدست آوری. ویلیام شکسپیر

تردیدهای ما خائنینی هستند که با نصایح خود، ما را از حمله به دشمن باز می‌دارند، درحالی که تصمیمی راسخ و حمله‌ای به موقع می‌تواند فتح و پیروزی را نصیب ما سازد. ویلیام شکسپیر

تملق خوراک ابلهان است. ویلیام شکسپیر

جایی‌که تخم محبت کاشته شود، شادمانی می‌روید. ویلیام شکسپیر

جوانی و پیری با یک دیگر قابل مقایسه نیستند. جوانی مایه نشاط و سعادت است و پیری موجب فلاکت و حسرت. جوانی نیمروز زندگانی است و پیری شبانگاه ظلمانی. جوانی دوره خودنمایی و شجاعت است و پیری روزگار ترس و مذلت، جوان چون آهوی وحشی با نشاط و غرور در وادی زنگی می‌دود و پیر چون مردی لنگ آهسته و با هزار زحمت ، قدم برمی‌دارد. ویلیام شکسپیر

جوانی جرعه‌ای است فرح‌انگیز ولی حیف که به پیری آمیخته‌ است. ویلیام شکسپیر

چراغ کوچکی در شب، تاریکی را می‌شکافد و به اطراف نور می‌دهد، کار خوب اگرچه کوچک و ناچیز باشد در نظر من کوچک و ناچیز نیست. ویلیام شکسپیر

در سرتاسر اعمال بشر، جزر و مدی موجود است که اگر آدمی در مجرای آن واقع شود، به ساحل سعادت می‌رسد وگرنه سراسر عمر وی در گودال‌های بدبختی و فلاکت سپری خواهد شد. ویلیام شکسپیر

در سینه خود شراره‌ای آسمانی دارم که نامش وجدان است.ویلیام شکسپیر

دشمنان بسیاری دارید که نمی‌دانند چرا دشمن شما هستند ولی همچون سگ های ولگرد هنگامی که رفقایشان بانگ بردارند، آنها نیز پارس می‌کنند. ویلیام شکسپیر

دنیا مانند یک تماشاخانه‌است، هرکس رل خود را بازی می‌کند و سپس مخفی می‌شود.ویلیام شکسپیر

دوستی نعمت گرانبهایی است، خوشبختی را دوبرابر می‌کند و از بدبختی می‌کاهد. ویلیام شکسپیر

دنیا، سراسر صحنه بازی است و همه بازی‌گران آن به نوبت می‌آیند و می‌روند . نقش خود را به دیگری می‌سپارند. ویلیام شکسپیر

دیدن و حس کردن، وجودداشتن است، زندگی در اندیشه‌است. ویلیام شکسپیر

دیوانه خودش را عاقل می‌پندارد و عاقل هم می‌داند که دیوانه‌ای بیش نیست. ویلیام شکسپیر

زنبور هرچقدر باشد،گل از آن بیشتر است؛ دل‌های ماتم زده هر اندازه باشند، قلب‌های شاد زیادترند. ویلیام شکسپیر

زندگی از تار و پود خوب و بد بافته شده‌است، فضیلت ما وقتی می‌تواند بر خود ببالد که از خطاهای ما شلاق نخورد و جنایت‌های ما وقتی نومید می‌شود که مورد ستایش فضیلت‌های ما قرار نگیرد. ویلیام شکسپیر

سعادتمند کسی است که به مشکلات و مصایب زندگی لبخند زند. ویلیام شکسپیر

شادمانی در خانه‌ای است که مهر و محبت در آن مسکن دارد. ویلیام شکسپیر

شخص عاقل و هشیار به هرجا قدم بگذارد، سعادت و فراغت بال همراه اوست زیرا در جهان بجز خوبی وزیبایی  چیزی نمی‌بیند. ویلیام شکسپیر

عشق غالبأ یک‌نوع عذاب است، اما محروم بودن از آن مرگ است! ویلیام شکسپیر

عقل و هوش خود را با خوشی و نشاط دمساز کن تا هزاران آسیب از میان برود و عمرت دراز شود. ویلیام شکسپیر

علامت و نشان حقیقی اصالت و علو شأن، نوازش و ترحم آمیخته با شادمانی و گشاده‌رویی است. ویلیام شکسپیر

کاری که وظیفه و صمیمیت در آن دخالت دارد، خلل‌پذیر نیست. ویلیام شکسپیر

کسانی که دنیا را از دست می‌دهند آن را با فکر و وسواس می‌خرند. ویلیام شکسپیر

کشنده تر از نیش مار ، بچه حق‌ناشناس است. ویلیام شکسپیر

کینه پنهان نمی‌ماند. ویلیام شکسپیر

گذشت زمان هرچه از موهای مردم می‌کاهد، به خرد آن‌ها میفزاید. ویلیام شکسپیر

گربه ما وقت تولد از آن رو است که به صحنه بزرگ جنون و حماقت وارد شده‌ایم. ویلیام شکسپیر

مردی که دردرون خویش موسیقی ندارد و نداهای خوش و دلنشین او را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد، برای خیانت، توطئه و غارتگری مناسب می‌باشد و هیچ کس نباید به او اعتماد کند. ویلیام شکسپیر

مسکنت در کوی هنرمندان و رنجبران راه ندارد و شادمانی در خانواده‌ای است که مهربانی در آن جا حکومت می‌کند. ویلیام شکسپیر

مصائب خود را مانند لباستان با کمال بی‌اعتنایی تحمل کنید. ویلیام شکسپیر

من از خوشبختی‌های این جهان بهره‌مند گردیده‌ام زیرا در زندگی عاشق شده‌ام. ویلیام شکسپیر

من همیشه میل دارم از اشخاص نجیب پیروی کرده و از آنان چیز بیاموزم. ویلیام شکسپیر

موفقیت هائی که نصیب بشر شده عمومأ در سایه تحمل و بردباری بوده‌است. ویلیام شکسپیر

می‌دانیم که چیستیم اما نمی‌دانیم که چه می‌شویم. ویلیام شکسپیر

وجود ما به منزلهٔ باغی است که ارادهٔ ما باغبان آن است. ویلیام شکسپیر

وقتی ناراحتی بزرگی پیش آید، رنج و غم‌های دیرین از یاد می‌رود. ویلیام شکسپیر

هر اندازه گناهی بزرگ کهنه شود و به حال اختفا باقی بماند سرانجام هنگام مرگ یا بروز خطر، چون فرصت کشف آن فرارسد، به صورت موحشی زهر خود را برجان آدمی می‌ریزد. ویلیام شکسپیر

هر چه را که دوست داری بدست آور وگرنه مجبور می‌شوی هر چه را که بدست می‌آوردی دوست داشته باشی.ویلیام شکسپیر

هرکس فقیر و قانع باشد ثروتمند است. ویلیام شکسپیر

همیشه حرف حق را بدون بیم بیان کن و شیطان را خجل ساز. ویلیام شکسپیر

همیشه کار کنید و بکوشید تا جامه افتخار و عظمت را بپوشید، همیشه در نظر داشته باشید که افتخارات تازه‌ای به دست آورید زیرا افتخارات گذشته همچون شمشیری است که زنگ زده و از رونق افتاده باشد . ویلیام شکسپیر

هیچ چیز ، بد یا خوب نیست، فقط نیروی اندیشه بدی و خوبی و سعادت و شقاوت را می‌آفریند. ویلیام شکسپیر

یقینأ رفتار حکیمانه یا وضع جاهلانه همچون بیماری از شخصی به شخص دیگر سرایت می‌کند، پس لازم است که انسان‌ها مواظب انتخاب معاشران خود باشند. ویلیام شکسپیر

اگر تمام شب را بخاطر از دست دادن خورشید  گربه کنی لذت دیدن ستاره‌ها را از دست خواهی داد. ویلیام شکسپیر

داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است ولی نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است. ویلیام شکسپیر

در دریای پرتلاطم زندگی همیشه موجی را می توان یافت که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی می رساند. ویلیام شکسپیر

به خدا سوگند که خروارها فریب خوردگی بهتر از یک جو بدگمانی است! ویلیام شکسپیر

احمق ها هیچ گاه کمتر از عهد کنونی محبوبیت نداشتنه اند ، چون خردمندان به جای آنان خودنمایی میکنند و نمیدانند از عقل خود چگونه بهره ببرند زیرا رفتارشان تؤام با تقلید است .ویلیام شکسپیر

من تو را همچون خوابی در خاطر دارم،خوابی زیبا هنگامی که چون پادشاهی می خوابم و وقتی بیدار می شوم تو را در بر ندارم . ویلیام شکسپیر


موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان
تاریخ : دوشنبه 27 دی1389
نویسنده : محمد صادق

بزرگ ترين عيب آنكه چيزي را در خود داري، بر ديگران عيب بشماري ! حضرت علی(ع)

 با مردم آنگونه معاشرت كنيد، كه اگر مرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد، با اشتياق سوي شما آيند.حضرت علی(ع)

 اگر بر دشمنت دست يافتي، بخشيدن او را شكرانة پيروزي قرار ده. حضرت علی(ع)

 ناتوان ترين مردم كسي است كه در دوست يابي ناتوان است، و از او ناتوان تر آن كه دوستان خود را از دست بدهد. حضرت علی(ع)

 چون نشانه هاي نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسي نعمت ها را از خود دور نسازيد. حضرت علی(ع)

 از كفارة گناهان بزرگ، به فرياد مردم رسيدن، و آرام كردن مصيبت ديدگان است. حضرت علی(ع)

 اي فرزند آدم ! زماني كه خدا را مي بيني كه انواع نعمت ها را به تو مي رساند تو در حالي كه معصيت كاري، بترس.حضرت علی(ع)

 بخشنده باش اما زياده روي نكن، در زندگي حسابگر باش اما سخت گير مباش. حضرت علی(ع)

 عمل مستحب انسان را به خدا نزديك نمي گرداند اگر به واجب زيان رساند. حضرت علی(ع) 

 خوشا به حال كسي كه به ياد معاد باشد، براي حسابرسي قيامت كار كند، با قناعت زندگي كند، و از خدا راضي باشد.حضرت علی(ع)

 گناهي كه تو را پشيمان كند بهتر از كار نيكي است كه تو را به خود پسندي وا دارد. حضرت علی(ع)

  هيچ ثروتي چون عقل، و هيچ فقري چون ناداني نيست. هيچ ارثي چون ادب، و هيچ پشتيباني چون مشورت نيست. حضرت علی(ع)

 ثروت، ريشة شهوت هاست. حضرت علی(ع)

 از بخشش اندك شرم مدار كه محروم كردن، از آن كمتر است. حضرت علی(ع)

 ارزش هر كس به مقدار دانايي و تخصص اوست. حضرت علی(ع)

 بي ارزش ترين دانش، دانشي است كه بر سر زبان است، و برترين علم، علمي است كه در اعضا و جوارح آشكار است. حضرت علی(ع)

 عفت ورزيدن زينت فقر و شكر گذاري زينت بي نيازي است.حضرت علی(ع)

 خوابيدن همراه با يقين، برتر از نماز گذاردن با شك و ترديد است. حضرت علی(ع)

 مردم براي اصلاح دنيا چيزي از دين را ترك نمي گويند، جز آنكه خدا آنان را به چيزي زيانبار تر دچار خواهد ساخت. حضرت علی(ع)

 چقدر فاصلة بين دو عمل دور است، عملي كه لذتش مي رود و كيفر آن مي ماند و عملي كه رنج آن مي گذرد و پاداش آن ماندگار است.حضرت علی(ع)

 اگر به آنچه كه مي خواستي نرسيدي، از آنچه هستي نگران مباش. حضرت علی(ع)

 دوست، دوست نيست مگر آنكه حقوق برادرش را در سه جايگاه نگهبان باشد: در روزگار گرفتاري، آن هنگام كه حضور ندارد، و پس از مرگ. حضرت علی(ع)

 نماز موجب نزديكي هر پارسايي به خداست، و حج جهاد هر ناتوان است. هر چيزي زكاتي دارد، و زكات تن، روزه، و جهاد زن، نيكو شوهر داري است. حضرت علی(ع)

  روزي را با صدقه دادن فرود آوريد.حضرت علی(ع)

 آنكه پاداش الهي را باور دارد، در بخشش سخاوتمند است. حضرت علی(ع)

 برادرت را با احساني كه در حق او مي كني سرزنش كن، و شر او را با بخشش بازگردان.حضرت علی(ع)

 فقر، مرگ بزرگ است ! . حضرت علی(ع)

 اي فرزند آدم ! آنچه را كه بيش از نياز خود فراهم كنيد، براي ديگران اندوخته ايد.حضرت علی(ع)

 كسي كه درخت شخصيت او نرم و بي عيب باشد، شاخ و برگش فراوان است.  حضرت علی(ع)

 حسادت بر دوست، از آفات دوستي است. حضرت علی(ع)

 داوري با گمان بر افراد مورد اطمينان، دور از عدالت است.  حضرت علی(ع)

 بدترين توشه براي قيامت، ستم بر بندگان است.  حضرت علی(ع)

 خود را به بي خبري نماياندن از بهترين كارهاي بزرگان است. حضرت علی(ع)

 آن كس كه لباس حيا بپوشد كسي عيب او را نبيند.حضرت علی(ع)

 ايمان، بر شناخت با قلب، اقرار با زبان، و عمل با اعضا و جوارح استوار است.  حضرت علی(ع)

 سنگ غصبي در بناي خانه، ماية ويران شدن آن است. حضرت علی(ع)

 هر چند اندك؛ و ميان خود و خدا پرده اي قرار ده هر چند نازك ! . حضرت علی(ع)

 خدا را در هر نعمتي حقي است، هر كس آن را بپردازد، فزوني يابد، و آن كس كه نپردازد و كوتاهي كند، در خطر نابودي قرار گيرد. حضرت علی(ع)


موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان
تاریخ : سه شنبه 21 دی1389
نویسنده : محمد صادق
من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می ترسم!
دین را دوست دارم
ولی از كشیش ها می ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم!
كودكان را دوست دارم
ولی از آینه می ترسم!
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!
من می ترسم ، پس هستم
این چنین می گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم  حسین پناهی

 

چه مهمانان بي دردسري هستند مردگان
نه به دستي ظرفي را چرك مي كنند
نه به حرفي دلي را آلوده
تنها به شمعي قانعند
و اندكي سكوت...  حسین پناهی

 

درختان می گویند بهار
پرندگان می گویند ، لانه
سنگ ها می گویند صبر
و خاک ها می گویند مصاحب
و انسان ها می گویند «خوشبختی»
امّا همه ی ما در یک چیز شبیهیم ،
در طلب نور !
ما نه درختیم
و نه خاک .
پس خوشبختی را با علم به همه ی ضعف هامان در تشخیص ،
باید در حریم خودمان جستجو کنیم ... حسین پناهی

 

کهکشانها کو زمینم؟
زمین کو وطنم؟
وطن کو خانه ام؟
خانه کو مادرم؟
مادر کو کبوترانم؟
من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ، ای زمان؟... حسین پناهی

 

در انتهای هر سفر
در آیینه
دار و ندار خویش را مرور می کنم
این خاک تیره این زمین
پاپوش پای خسته ام
این سقف کوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل
در آخرین سفر
در آیینه به جز دو بیکرانه کران
به جز زمین و آسمان
چیزی نمانده است
گم گشته ام ‚ کجا
ندیده ای مرا ؟ حسین پناهی

 

نیم ساعت پیش ،
خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد ،
آواز که خواند تازه فهمیدم ،
پدرم را با او اشتباهی گرفته ام ! حسین پناهی

 

ما چيستيم ؟!
جز ملکلولهاي فعال ذهن زمين ،
که خاطرات کهکشان هارا
مغشوش ميکند! حسین پناهی

 

بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم
چرا صدایم کردی
چرا ؟
سراسیمه و مشتاق
سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی
نشان به آن نشان
که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت
و عصر
عصر والیوم بود
و فلسفه  حسین پناهی

 

و رسالت من این خواهد بود
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم حسین پناهی

 

شب در چشمان من است
به سیاهی چشمهایم نگاه کن
روز در چشمان من است
به سفیدی چشمهایم نگاه کن
شب و روز در چشم های من است
به چشمهایم نگاه کن
پلک اگر فرو بندم
جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت حسین پناهی

 

به من بگوييد
فرزانه گانِ رنگ بوم و قلم
چگونه
خورشيدي را تصوير مي كنيد
كه ترسيمش
سراسر خاك را خاكستر نمي كند ؟ حسین پناهی

 

انسانم !
ساکت ، چون درخت سیب !
گسترده ، چون مزرعه ی یونجه !
و بارور ، چون خوشه ی بلوط !
به جز خداوند ،
چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود ؟! حسین پناهی

 

میزی برای کار ،
کاری برای تخت ،
تختی برای خواب ،
خوابی برای جان ،
جانی برای مرگ ،
مرگی برای یاد ،
یادی برای سنگ ،
این بود زندگی ... حسین پناهی

 

نیستیم !
به دنیا می آییم
عکس ِ یک نفره می گیریم !
بزرگ می شویم ،
عکس ِ دو نفره می گیریم !
پیر می شویم ،
عکس ِ یک نفره می گیریم ...
و بعد
دوباره باز
نیستیم  حسین پناهی

 

بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند ،
چون من که آفریده ام از عشق
جهانی برای تو ! حسین پناهی

 

ما
در هیأت پروانه ی هستی
با همه توانایی ها و تمدن هامان شاخکی بیش نیستیم !
برای زمین ، هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی ندارد
یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست
اگر ردپای دزدِ آرامش و سعادت را دنبال کنیم
سرانجام به خودمان خواهیم رسید. حسین پناهی

 

خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش
مایيم كه پا جاي پاي خود مي نهيم و غروب مي كنيم
هر پسين
اين روشناي خاطر آشوب در افق هاي تاريك دوردست
نگاه ساده فريب كيست كه همراه با زمين
مرا به طلوعي دوباره مي كشاند ؟ حسین پناهی


موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان
تاریخ : یکشنبه 19 دی1389
نویسنده : محمد صادق

 دشمنان خود را دوست بدارید ، زیرا بهترین جنبه های شما را به نمایش میگذارند. فردریش نیچه

 سياستمدار انسان‌ها را به دو دسته تقسيم مي‌كند: ابزار و دشمن. يعني فقط يك طبقه را مي‌شناسند و آن هم دشمن است. فردریش نیچه

 بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید . فردریش نیچه

 با دیگران بودن آلودگی می آورد. فردریش نیچه

 رفاقت هست ،ای کاش دوستی نیز باشد! فردریش نیچه

 باید در تضادهای دوگانه شک کرد. از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین دارد همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است. فردریش نیچه

 نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم ، احکام نادرست برای زندگی بشری ضروری است و رد کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است. فردریش نیچه

 حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست خنده دار است زیرا همه چیز طبق خواست قدرت ما است. فردریش نیچه

 آنچه برای یک نفر سزاوار است نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه غیر اخلاقی ست. فردریش نیچه

 آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند . فردریش نیچه

 فرد خلوت نشین می گوید که واقعیت در کتاب های نیست و فیلسوف آن را پنهان می کند. فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد. فردریش نیچه

 از شادکامی دیوانه گشتن به از ناکامی! فردریش نیچه

 همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر اما افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و ظاهربینی افراد فرومایه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست. فردریش نیچه

 با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. فردریش نیچه

 انسان های آزاده دل شکسته و پر غرور خود را پنهان می کنند. فردریش نیچه

 کسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند.کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است. فردریش نیچه

 لذت بیرحمی در دیدن رنج دیگران است اما فردی که بیرحم است این بیرحمی گریبانگیر خودش هم می شود و به ایشان نیز آزار خواهد رسید. فردریش نیچه

 کسانی که مردم از آنها به صاحبان اخلاق یاد می کنند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند. فردریش نیچه

 دروغ باد مارا هر حقیقتی که با آن خنده ای نکرده ایم !فردریش نیچه

 اختلاف طبقاتی از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود. فردریش نیچه

 هر اخلاق و دستور اخلاقی طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند. فردریش نیچه

 یک دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست.سرآغاز هم نیست. او فردی بی خویشتن است. فردریش نیچه

 کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است. فردریش نیچه

 دانستن و از مسئولیت فروگذار نکردن و آن را به دیگران محول نکردن از نشانه های والا بودن است. فردریش نیچه

 آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده های او نیست چون بیخ و بن آنها معلوم نیست و معانی مختلف دارند بلکه ایمان اوست. فردریش نیچه

 مرد خواهان حقیقت است اما زن موجودی سحطی نگر می باشد. فردریش نیچه

 پاکی نفس جدایی می آورد. فردریش نیچه

 انسان نمی تواند از غرایز خود فرار کند ، وقتی از خطر جانی دور شود دوباره به غرایزش برمی گردد. فردریش نیچه

 نسبت به فرد پایین تر از خود نفرت نداریم بلکه نسبت به فرد برابر با خود یا بهتر از خود. فردریش نیچه

 کسی که بخواهد به سمت معرفت برود از خدا فاصله می گیرد. فردریش نیچه

 اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری اصل بنیادی جامعه است ولی این خواست نفی زندگی ست چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند. فردریش نیچه

 آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند. فردریش نیچه

 پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم. فردریش نیچه

 از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد. فردریش نیچه

 هیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می کنیم. فردریش نیچه

 فیلسوفی که درصدد آفرینش جهان بنابر تصور خویش است می خواهد همه به فلسفه اش ایمان بیاورند و این همان روا داشتن استبداد بر دیگران است. فردریش نیچه

 حقیقت مانند دریا است که چون نمک آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد. فردریش نیچه

 خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز. فردریش نیچه

 خیر نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند. فردریش نیچه

 نمی توان از همساز با طبیعت بودن یک اصل اخلاقی برای خود ساخت. زیرا طبیعت بی رحم است و اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد . فردریش نیچه

 فلسفه همان خواست قدرت است همان خواست علت نخستین. فردریش نیچه

 کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد شد!. فردریش نیچه

 استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود. فردریش نیچه

 باید بر فریب حواس خود پیروز شویم . فردریش نیچه

 تو میتوانی ، زیرا میخواهی ! فردریش نیچه

 مرگ خود بهترین دلیل آسمانی انسان بودن است.فردریش نیچه

وبلاگ جملات حکیمانه


موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان
تاریخ : شنبه 29 آبان1389
نویسنده : محمد صادق

زندگی، اعمالی است که بین زمانیکه پا به این دنیا می گذاریم و زمانیکه از این دنیا می رویم انجام می دهیم. فقط یک بار شانس آنرا داریم و باوجود آنچه بقیه مردم ممکن است تصور کنند، این خود ما هستیم که باید تصمیم بگیریم با آن چه کنیم.

زندگی با ساعت ها و دقیقه ها اندازه گیری نمی شود. باید آنرا با خاطرات و لحظات سنجید. وقتی این جمله را خواندید چه حسی پیدا  کردید؟

زندگی یا برای ما اتفاق می افتد یا ما آنرا به چنگ می آوریم. در اینجا 10 راه عالی برای به چنگ آوردن زندگی و شروع به زیستن در آن به شما معرفی می کنیم :


موضوعات مرتبط: مطالب خواندنی
تاریخ : یکشنبه 23 آبان1389
نویسنده : numinous

قبل ازسخن گفتن حرف های خود را از 3 صافی رد کنید
همسايه حرف او را قطع کرد و گفت: قبل از اينکه تعريف کني، بگو آيا حرفت را از ميان سه صافي گذرانده‎اي يا نه؟

سه صافي‌ براي سخن گفتن


پيش از سخن گفتن، حرف‌هاي خود را از سه صافي واقعيت، خوشحالي و فايده رد كنيم.
به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگي به نشاني http://kelozup.blogfa.com آمده است: شخصي نزد همسايه‎اش رفت و گفت: گوش کن، مي‎خواهم چيزي برايت تعريف کنم. دوستي به تازگي در مورد تو مي‎گفت...
همسايه حرف او را قطع کرد و گفت: قبل از اينکه تعريف کني، بگو آيا حرفت را از ميان سه صافي گذرانده‎اي يا نه؟

گفت: کدام سه صافي؟


اول از ميان صافي واقعيت. آيا مطمئني چيزي که تعريف مي‎کني واقعيت دارد؟ گفت نه. من فقط آن را شنيده‌ام. شخصي آن را برايم تعريف کرده است.


سري تکان داد و گفت: پس حتما آن را از ميان صافي دوم يعني خوشحالي گذرانده‎اي. يعني چيزي را که مي‎خواهي تعريف کني، حتي اگر واقعيت نداشته باشد، باعث خوشحالي‎ام مي‌شود.


گفت: دوست عزيز، فکر نکنم تو را خوشحال کند. بسيار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمي‎کند، حتما از صافي سوم، يعني فايده، رد شده است. آيا چيزي که مي‎خواهي تعريف کني، برايم مفيد است و به دردم مي‌خورد؟ نه، به هيچ وجه!


همسايه گفت: پس اگر اين حرف، نه واقعيت دارد، نه خوشحال‌کننده است و نه مفيد، آن را پيش خود نگهدار و سعي کن خودت هم زود فراموشش کني.


تاریخ : یکشنبه 23 آبان1389
نویسنده : numinous

ساری هارر و ریتا دماریا دو نفر از روانشناسان معروف مدعی اند که خوشبختی نتیجه از بین بردن این 8 عادت است

همه ما می خواهیم ازدواج و زندگی خوشبخت و سعادتمندانه ای داشته باشیم. درست است؟ ساری هارر و ریتا دماریا دو نفر از روانشناسان معروف مدعی اند که خوشبختی نتیجه از بین بردن این 8 عادت است که یک ازدواج خوب را زیر و رو می کند. اگر حتی یکی از این عادتها را دارید مقاله زیر را بخوانید.

آیا از عادات بد ازدواج آگاهی دارید؟
در این مقاله، ساری هارر و ریتا دماریا، عادتهایی که شما باید از آن دوری کنید را متذکر می شوند تا یک ازدواج پایدار و مملو از عشق داشته باشید.

1. دلیل و برهان را کنار بگذارید
زندگی، میدان جنگ نیست. نه تنها این کار باعث از بین بردن احساساتتان می شود بلکه حتی همسرتان به طرز زیرکانه ای می فهمد که احساساتش برایتان مهم نیست.


2. محیط خانه را امن نگه داشتن همیشه اثر نمی کند
اگرچه جمله "هرچه تو بگویی عزیزم" محیط خانه را آرام و امن می کند اما شما را در نقش یک همسر فداکار نشان می دهد. شما بایستی گاهی اوقات عصبانی، گاهی اوقات حالت تدافعی و گاهی اوقات هم فداکارانه رفتار کنید. این جالبتر نیست؟


3. حواس پرتی و گیج بودن را دور بریزید
بیش از اندازه فعال بودن وتمرکز نداشتن، در مکالمه بینتان یا در زندگی، صمیمیت و علاقه بینتان را از بین می برد.


4. دست از سرزنش بردارید
می دانیم که خانمها جیغ جیغو هستند. اما با صدای بلند گله و شکایت کردن فقط برای مدت کوتاهی مفید است و باعث نارضایتی و عصبانیت همسرتان می شود.


5. از عیب جویی، انتقاد و مسخره کردن دوری کنید
این تکنیک ها،فردی که به او عشق ورزیدید را تحقیرمی کند. به جای آن، با او محترمانه برخورد کنید، و اجازه دهید با شما مثل یک فرشته برخورد کند، و مسئولیتهایی که هر دو شما موظف به انجام آن هستید را برای داشتن زندگی شاد با هم تقسیم کنید.


6. قلدری نکنید
این کار زشت به همسر شما می فهماند که او در نظر شما هیچ ارزشی ندارد.


7. تدافعی برخورد نکنید
تدافعی برخورد کردن، صحبتها و بحثهای سازنده تان را سرد می کند. اگر اینگونه رفتار کنید، همسرتان دیگر حق صحبت کردن در مورد موضوع مورد بحث را ندارد.


8. یک جانبه تصمیم گیری نکنید
گاهی اوقات، شما می خواهید رنگ حمامتان را به سلیقه خودتان انتخاب کنید. این مانعی ندارد اما اگر بخواهید درمورد پول، زمان، بچه ها و زندگی تان به تنهایی تصمیم گیری کنید، به این معنی است که همسرتان را نادیده گرفته اید و یک طرفه و از جانب او تصمیم گیری کرده اید..

نکته ای که از نظر ساری هارر و ریتا دماریا بسیار حائز اهمیت است، خنده، صمیمیت و علاقه شدید بین همسران، برای امروز، فردا وهمیشه وهمیشه است.


تاریخ : یکشنبه 23 آبان1389
نویسنده : numinous

انتظارات مثبت در زندگی زناشویی همیشه نمی توانند رضایتمندی زوج ها را به همراه داشته باشند ،‌ آنچه كه مهم تر است این است كه این انتظارات باید واقع بینانه باشند و زوج ها را مجهز به روشهای كنار آمدن با استرسهای مختلف محیطی كنند .

مطالعه ای توسط دكتر جیمز مك نولتی استاد روانشناسی دانشگاه اوهایو نشان می دهد كه انتظارات مثبت منجر به پیامدهای مثبت می شود، ولی با این وجود آن دسته از انتظارات مثبتی كه غیر منطقی هستند می توانند منجر به ناامیدی و سرخوردگی شوند و موجبات تخریب زندگی زناشویی را فراهم كنند . اگر چه انتظارات مثبت با تحت تاثیر قرار دادن رفتار می توانند موجب بهبود شرایط شوند . اما باید توجه داشت كه اگر افراد انتظارات بالایی داشته باشند كه تحقق پیدا نكنند ، بسیار ناامید و ناكام می شوند .

دكتر مك نولتی و دكتر بنجامین كارنی استاد دانشگاه فلوریدا در مطالعات خود به این نتیجه رسیدند كه كیفیت تعاملات همسران و تمایلات آنها برای سرزنش یكدیگر در مورد پیامدهای منفی مسائل موجب كاهش یافتن اثرات طولانی مدت انتظارات مثبت می شوند . آنها برای این منظور 82 زوج را كه به تازگی ازدواج كرده بودند انتخاب كرده و در طول 4 سال مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند ، زوجهایی كه انتظارات بسیار بالایی از یكدیگر نداشتند ،‌ در كمال تعجب توانسته بودند رضایتمندی زندگی زناشویی خود را بیشتر حفظ كنند . بر اساس این مطالعه رضایتمندی زناشویی در زوجهایی كه انتظارات آنها با مهارتهایشان هماهنگ نبود نسبت به گروه قبل كمتر بود . یعنی زوجهایی كه انتظارات بالا و مهارتهای ارتباطی پائینی داشتند و یا انتظارات پائین و مهارتهای ارتباطی بالایی داشتند نسبت به زوجهایی كه این دو عامل در آنها هماهنگ بوده است از رضایتمندی زناشویی كمتری برخودار بودند .

مك نولتی معتقد است كه انتظارات بسیار پائین نیز از امكان بهره بردن زوج ها از مهارتهایشان و دستیابی به تجربیات مثبت جلوگیری می كند .

پیشنهاداتی كه به زوج ها در مورد انتظارات آنها داده می شود ، باید بصورت سنجیده و فردی برای آنها طراحی شود . انتظارات بسیار بالا و یا بسیار پائین هر دو مشكل ساز است و یك درمانگر باید به زوج ها در رفع انتظارات غیر واقع بینانه كمك كند .


تاریخ : یکشنبه 23 آبان1389
نویسنده : numinous

روش مناسب انتقاد کردن از مردان :
1- زن باید قبل از مطرح کردن دلخوری، آن را روی
کاغذ بنویسد، زیرا به این ترتیب سهم خود را در
پیشامد مربوط بهتر خواهد دید، از سوی دیگر نوشتن
ماجرا موجب آرامش نسبی فرد می‌شود و در عین حال با
نوشتن، بیشتر به علت‌های آن واقف می‌گردد.
2- پیش از صحبت کردن خود را به جای همسرش بگذارد.
با این کار بهتر به مشکلات همسرش پی می‌برد.
3- حتی‌المقدور قبل از صحبت با همسر خود ، موضوع
را با دیگران مطرح نکند، مگر نیاز مبرم احساس
نماید.
4- در ابتدای صحبت تاکید کند که قصدش از مطرح کردن
رنجش، رسیدن به حسن تفاهم است.
5- پیشاپیش یادآوری نماید شاید اصل ماجرا یک
سوء‌تفاهم باشد، غرض از صحبت، رفع کردن آن است.
6- سعی نمایند از نکات مثبت شخصیت او و کارهای
مطلوبی که انجام داده است ذکری به میان آورد تا
فضای مذاکره صمیمی شود.
7- در حین صحبت کردن به جای زخم زبان و کنایه زدن
و تحقیر و تمسخر با لحنی دوستانه و مهربان صحبت
کنند.

طریقه مناسب انتقاد کردن از زن
1- قبل از مطرح کردن موضوع آن را روی کاغذ بنویسید
، تا متوجه خطاهای خود نیز بشوید.
2- هرگز وی را با دیگران مقایسه نکنید و مزایای
آنها را به رخش نکشید، اگر می‌خواهید مقایسه‌ای در
کار باشد او را با خودش مقایسه کنید یعنی خطاهای
احتمالی را با رفتارهای خوب خودش در موقعیتی دیگر
مقایسه نمائید.
3- از دلخوری‌ها و رنجش‌های کوچک شروع کنید. پس از
رفع دلخوری وی را وادار نکنید به گناهش اعتراف
کند.
4- کارهای خانه را به اندازه کارها و امورات بیرون
از خانه، مهم بشمارید و قدردان زحماتش باشید.
5- از یکدندگی و لجاجت بپرهیزید.
6- در موقع صحبت کردن مواظب لحن و طرز ادای کلمات
خود باشید، زیرا همانگونه که ذکر شد زنان به
فراپیام پیش از پیام اهمیت می‌دهند.
7- زیاد سوال کردن خانم‌ها را به نحوه ی ادراک
جزیی آنها نسبت دهید، نه به استنطاق خودتان.
8- به هر شکلی که می‌توانید رفع دلخوری را جشن
بگیرید، (با هدیه دادن، شاخه‌گل یا هر چیز مورد
نیاز طرف مقابل).


تاریخ : دوشنبه 17 آبان1389
نویسنده : محمد صادق

این روزها زندگی کردن و خرج کردن بیشتر از بودجه امری عادی شده است. همانطور که اسکناس جای خود را به سکه می دهد، بین چک کشیدن  و پرداخت در آینده و پرداخت های نقدی اشتباه می شود. و یک زمان می بینید که سر یک تاریخ مقرر چندین چک دارید و حسابی خودتان را مقروض کرده اید.

پس انداز کردن عادتی است که باید از همین امروز شروع کنید. سعی کنید ذره ذره پولی را که به دستتان می رسد نگه دارید تا برای پرداخت موعد چک ها و هزینه هایتان دچار مشکل نشوید. اما زمانیکه می بینید برای هیچ کار دیگری پول ندارید، آنوقت است که باید یک فکر اساسی کنید.

چطور شروع کنید؟ سه مسئله مهم وجود دارد که باید به آن توجه کنید: هزینه ها، قرض ها و پس انداز برای اهداف خاص. هدف این است که خریدها و هزینه های غیر ضروری خود را کنترل کنید. بعد از آن، اهداف مالی مثل بازنشستگی، آینده فرزندانتان، خانه، ماشین و سایر نیازها باید مورد توجه قرار گیرند. علاوه بر این، گذاشتن بودجه ای برای پس انداز هم اهمیت زیادی دارد. در زیر به چند نکته برای شروع و حفظ یک بودجه موفق اشاره می کنیم.

فیش حقوق: نگاهی جدی به فیش حقوقتان بیندازید. اینکار به خوبی نشان می دهد که چه مقدار پول ماهانه به دستتان می رسد، چه قبوضی را باید چه موقع پرداخت کنید و وقتی اینها را بدانید آنوقت می فهمید چه وقتی می توانید ریخت و پاش داشته باشید.

لیست هزینه ها: همراه با خانواده بنشینید و لیستی از همه هزینه ها و سرمایه گذاری هایی که به صورت ماهانه انجام می دهید تهیه کنید. بعد ببینید که کدامیک اضافی است و باید حذف شود. یک کاربرگ یا حسابگر مخصوص بودجه داشته باشید، زمینه هایی که به شما مربوط می شود را نگه داشته و دیگری ها را پاک کنید. همچنین سعی کنید این لیست تا حد ممکن قابل درک باشد. و وظیفه نگهداری از آن را هم به عهده بگیرید.

کاهش هزینه ها: این شامل هزینه های سبک و روش مخصوص زندگی شماست. آخرین مدل موبایل به نظرتان خیلی قشنگ است اما آیا لازم است که حتماً آنرا داشته باشید؟ بیرون غذا خوردن هم یک هزینه بسیار هنگفت است و می توانید آنرا حذف کنید. قبوض آب و برق را هم می توانید با ایجاد تغییرات کوچک در روش زندگیتان بسیار کمتر کنید.

خرید عمده: این روزها خرید عمده خیلی مقرون به صرفه تر است چون تخفیفات بسیار خوبی روی آن می دهند.

هزینه های روزانه: هزینه های روزانه تان، آن خرده خرج هایی که ممکن است از قلم بیندازید، را یادداشت کنید. همچنین اگر بتوانید خرج و مخارجتان را به صورت روزانه یا حداقل هفته ای مدیریت کنید، مدیریت هزینه هایتان بسیار بهتر خواهد شد.

در زیر هر هزینه خاص، مبلغ مورد نظر را یادداشت کنید. زیر هزینه هایی که میزان آن تحت کنترل شما نیست 50 درصد بیشتر بنویسید. آخر کار اگر دیدید که چیزی ته کیفتان باقی ماند یعنی خوب بودجه بندی کرده اید. اما اگر کسری آوردید یعنی دارید بیشتر از آنچه که در توانتان است خرج می کنید به همین خاطر باید روی عادات خرج کردن خودتان یک بازنگری داشته باشید.

تطابق مخارج با بودجه: کار بسیار سختی است. اگر بنابر مسائل اورژانسی در یک ماه کسری بودجه آوردید، سعی کنید هر چه سریعتر دوباره روی روال بیفتید. در غیر اینصورت همه چیز زندگیتان بر هم می خورد و هر ماه بیشتر از آنچه که در می آورید خرج خواهید کرد. سعی کنید همیشه برای چنین موقعیت های اورژانسی پس انداز داشته باشید.

تعیین هدف: بودجه فقط برای کنترل خرج و مخارج ها نیست. باید بتوانید برای اهداف مختلف مثل بازنشتگی، خرید ماشین، خانه، آینده فرزندانتان و امثال این پس انداز داشته باشید. برای این منظور باید بعد از تقسیم بندی بودجه چیزی ته جیبتان بماند که برای آن اهداف خاص پس اندازش کنید.

برای آسانتر کردن کارتان یک نرم افزار مالی شخصی روی کامپیوترتان نصب کنید. از این مهمتر، آنچه نیاز دارید قطعیت و عادتی مثبت برای وارد کردن و حساب کردن صحیح همه هزینه ها، خرج و مخارج ها و پس اندازهایتان است. کار آسانی نیست اما مطمئن باشید که به نفعتان خواهد بود.


موضوعات مرتبط: مطالب خواندنی
تاریخ : دوشنبه 17 آبان1389
نویسنده : محمد صادق

 

چرا باید آقایون رابطه ای عاشقانه را برهم بزنند؟ در زیر به سه دلیل اصلی آن اشاره می کنیم.

شما رابطه ای فوق العاده با مردی که عاشقتان است دارید. همه چیز خوب است اما یکدفعه اتفاق بدی می افتد: او می گوید که چندان از زندگیش راضی نیست و بعد ناگهان شما را ترک می کند.

همین چند روز پیش بود که خیلی به هم نزدیک بودید و احساس صمیمیت زیادی می کردید. چه بلایی سر آن عشق آمد؟

واقعیت این است که خیلی از مردها اشتباه نموده و از رابطه عالی که می توانند با یک زن فوق العاده داشته باشند فرار می کنند.

قرار نیست این اتفاق برای شما بیفتد. به خاطر همین سه دلیلی که موجب می شود آقایون خانمی که دوست می دارند را ترک کنند اشاره می کنیم و می گوییم که باید چه کنید تا این بلا سر شما نیاید.

دلیل 1: فشار احساسی

رابطه با یک مرد می تواند مسائل احساسی زیادی برایتان ایجاد کند. سوال اینجاست که آیا اجازه می دهید این احساسات درونتان به وجود آمده و در انتها منفجر شود؟

آیا فکر می کنید که مردتان مهارت های احساسی لازم برای کنترل این موقعیت ها را ندارد و یا وقتی شما در بدترین شرایط روحی و احساسی هستید از شما دورتر می شود؟

اگر اینطور است احتمالاً با مردی هستید که هیچ تمرکز احساسی ندارد تا وقتی شما مشکلات احساسی پیدا می کنید، او را آرام کنار شما نگه دارد.

این اشتباه مردان است. یک مرد بالغ باید منبع حمایت و ثبات مردانه در رابطه باشد. اما گاهی اوقات، حتی یک مرد خوب ممکن است دچار فشار احساسی شود. این همانجاست که مرد قادر نخواهد بود احساساتی که به سمت او می آید را کنترل کرده و آنقدر از درون احساس اضطراب می کند که ممکن است همه چیز را بگذارد و برود. اما چرا این مسئله اینقدر مهم است؟

اگر یاد بگیرید که بدون فشار آوردن روی مردتان درمورد موضوعات مختلف با او حرف بزنید، رابطه تان بسیار بهتر خواهد شد. اما اگر بخواهید به اجبار همدیگر را به سمت یک مکان امن از نظر احساسی بکشانید تعجب نکنید که از شما دور شود.

دلیل 2: احساس می کند شما می خواهید او را درست کنید

اگر آنچه که می خواهید را از رابطه نگیرید، طبیعی است که خسته شوید و سرانجام نتوانید به راحتی و البته عاشقانه با مردتان حرف بزنید و ارتباط برقرار کنید. این همانجایی است که خواسته ها و انتظاراتتان وسط کشیده می شوند. وقتی زنی احساس نکند که مردش به حرفهای او خوب گوش می دهد، عوض کردن لحن تنها راه برای جلب توجه مرد خواهد بود.

متاسفانه در این مواقع مردها نیت شما را درک نکرده و احساس می کنند که از او انتقاد یا عیب جویی شده است. اگر مردی حس کند که شما می خواهید درمورد اشتباهات یا کمبودهای او قضاوت کنید، هیچوقت با شما حرف نخواهد زد و به حرفهایتان هم گوش نخواهد داد.

شما می توانید این فضا را برای طرفتان ایجاد کنید که به انتخاب خودش مرد بهتری باشد اما اینکار با تقاضای شما برای تغییر او میسر نخواهد شد.

دلیل 3: می ترسد آزادی خود را از دست بدهد

آیا به این فکر کرده اید چرا یک مرد خودش را به یک زن متعهد می کند و مرد شما این اواخر چه حسی به رابطه داشته است؟ اگر روابط منفیتان بیشتر از روابط مثبتتان بوده، مرد به این فکر می کند که شما برایش چه فایده ای دارید. اگر این وضع برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند مطمئناً به دنبال یک راه فرار خواهد بود.

از طرف دیگر، اگر رابطه تان رابطه ای سالم، مفرح و صمیمی باشد، مرد برای متعهد کردن خود به شما هیچ تردیدی به دلش راه نخواهد داد. شما برای او آن زن استثنایی خواهید شد که با اولین نگاه عاشقتان می شود و همه آرزویش ماندن با شماست.

اگر رابطه تان از نظر احساسی لحنی مثبت داشته باشد، مرد بیشتر از اینکه به از دست دادن آزادی خود فکر کند به آنچه که با شما به دست خواهد آورد فکر می کند.

چه باید بکنید

اگر باور داشته باشید که مردها بی هیچ دلیل ممکن است یک زن خوب را ترک کنند باعث خواهد شد که رابطه ها به نظرتان ناامیدکننده و بیهوده به نظر برسد.

اجازه ندهید این ترس وارد ذهنتان شود. اگر بدانید چطور باید با مردتان حرف بزنید که زن شاد، دوست داشتنی و راضی درونیتان را نشان دهد، مطمئن باشید که خیلی زود به جای عیب جویی و انتقاد از هم به تمجید و قدردانی از هم می پردازید و از اینکه چطور مردتان عشق و علاقه اش را به شما نشان می دهد متعجب خواهید شد.

شما مستحق یک رابطه عاشقانه و بادوام با مردی که زندگی خود را برای شما گذاشته هستید پس برای به دست آوردن آن هر چه از دستتان برمی آید را انجام دهید.


موضوعات مرتبط: مطالب خواندنی
تاریخ : شنبه 15 آبان1389
نویسنده : محمد صادق

اول عاشق می شوند بعد فارغ.

اول مدام می گویند، "دوستت دارم" بعد اعتراف می کنند که هیچ عشقی در میان نبوده.

اما واقعیت کدام است؟ آیا حقیقت را می گویند؟ یا شاید حقیقت را می گویند اما تا اندازه ای که از آن خبر دارند.

من فکر می کنم که بیشتر  آدمها معنای عشق را نمی دانند. آنها از منابع اشتباهی عشق را یاد گرفته اند.

اول اجازه بدهید ببینیم عشق چیست. لغت نامه عشق را اینطور تعریف می کند، "حسی عمیق و لطیف به فردی دیگر"، "تعلق قلب به کسی"، یا "شور و میل جنسی". اگر عشق این است، پس هیچ تعجبی ندارد که اینقدر نوسان دارد. برای تداوم عشق باید آنرا بر یک ارزش یا اعتقاد شخصیت ساز بنا کرد. چیزهایی مثل مهر، شور و امیال جنسی کاملاً احساسی هستند و به همان اندازه گرسنگی، غیر قابل پیش بینی می باشند.

البته اشتباه نکنید هر چیز احساسی، جنسی نیست. احساسی از کلمه حس یا همان حواس پنجگانه (بینایی، بویایی، چشایی، شنوایی و بساوایی) می آید. ازاینرو، همانطور که می بینید عشقی که به جوانان ما آموزش داده می شود عشقی احساسی یا حسی است که با عوامل خارجی تحریک می شود. و وقتی آن تحریک فروکش کند یا ناپدید شود، آن عشق متوقف می شود. این همان فارغ شدن از عشق است.

اگر عشق بین یک زوج احساسی باشد جای تعجب نیست که بگویند از عشق فارغ شده اند. منظور آنها این است که این تحریک متوقف شده و به همین دلیل دیگر احساس عاشقی نمی کنند.

اگر این آن عشقی که می خواهیم یا نیاز داریم نیست، پس چیست؟

جستجوی ما برای عشق واقعی ما را به گذشته و به زبان عبری باستان می برد. زبان عبری فقط توسط یهودیان استفاده می شد. آنها باور دارند که عبری زبان خداوند جهود است. و از زمانیکه جهود قبل از هر چیز دیگری وجود داشت، می بایست معنای واقعی عشق را می دانست.

در زبان عبری عشق به معنای دادن است. و زمانیکه خداوند می خواست به جهان عشق خود را نشان دهد، به آن نگفت که "دوستت دارم"؛ او فقط بخشید.

دوست داشتن یعنی بخشیدن. امروز وقتی مردی به زنی می گوید دوستت دارم، در اکثر موارد هیچ قصد بخشیدنی ندارد. فقط می خواهد بگیرد. از آن دختر چیزی می خواهد که معمولاً باکرگی آن دختر است. این هشداری برای همه دختر خانم هاست. سعی کنید قبل ازاینکه ادعاهای مردی که در زندگیتان وارد می شود و به شما می گوید دوستتان دارد را باور کنید، او را به شیوه های مختلف آزمایش کنید و ببنید چقدر به "بخشیدن" تمایل دارد.

آموزش عشق ورزی

برای تداوم یافتن یک ازدواج، باید بر عشقی بسیار محکم و قوی تر از عشقی که امروزه می شناسیم استوار باشیم. ما به عشقی نیاز داریم که فارغ از خود و پاک باشد. این عشق، عشق حقیقی است و عشق حقیقی دیده می شود نه اینکه شنیده شود. عشق اگر حقیقی باشد، خود را در عمل نشان می دهد نه در حرف.

جوانان باید در عشق ورزی هم مثل سایر چیزها آموزش داده شوند. منظور آموزش جنسی نیست بلکه منظور اتیکت احترام، فروتنی، مهربانی و توجه است. اینها فقط چند نمونه از عوامل شناخته شده برای یک رابطه موفق در سراسر جهان برای هر نوع رابطه ای است—چه رابطه والد و فرزندی، کارفرما و کارمندی و همینطور رابطه بین زن و مرد.

مردهای جوان باید یاد بگیرند چطور با همسرانشان رفتار کنند. یادم می آید که اینها را در سالهای نوجوانی وقتی با گروهی در یک مجلس همراه بودم یادمان دادند. هر سال آنها یک شب مراسمی مخصوص دخترها و پسرها ترتیب می دادند.

قبل از مراسم، دخترها و پسرها (به طور جداگانه)باید در سمیناری درمورد اتیکت روابط دختر و پسر شرکت می کردند. هیچ آموزشی درمورد مسائل جنسی داده نمی شد ولی حرف از چیزهای بهتر و مهمتری زده می شد. من هنوز چیزهایی که آنجا یاد گرفتم را فراموش نکرده ام.

همینطور خانم های جوان هم باید توسط خانم های میانسالی مثل مادرانشان آموزش ببینند. آنها باید نمونه هایی از یک همسر خوب باشند که عاشق همسرش بوده، از فرزندانش به خوبی مراقبت می کرده و خانه را هم مرتب نگه می داشته است.

متاسفانه خیلی از مادران کنترل روی دخترانشان را در سن بلوغ از دست می دهند. این دختران سرکش شده و حوصله گوش دادن به حرف بزرگترها را ندارند. دلیل آن به نظر من خیلی ساده است. به نظر من فقط کافی است به آینه نگاه کنید. چه می بینید؟ جوابتان همین است.

عشق بعد از ازدواج

به نظر من به عشق قبل از ازدواج بیش از حد اهمیت داده می شود و هیچ توجهی به بعد از آن نمی شود. این به آن خاطر است که عشق مثل اندام های درون بدن انسانها، درون او رشد نمی کند یا توسط یک هورمون خاص در بدن ترشح نمی شود. عشق فقط با تمرین در طولانی مدت است که به وجود می آید. و ازدواج برای زوج ها فرصت های خیلی زیادی را برای تمرین آن فراهم می کند.

یک نمونه کلاسیک از عشق بعد از ازدواج را در فیلم "فیدلر روی پشت بام" می توان دید. این فیلم درمورد یک خانواده روسی است که سه دختر زیبا و دوست داشتنی دارند. یک روز، شوهر از زن می پرسد، "منو دوست داری؟" و زن در جواب می گوید، "بعد از 25 سال از من می پرسی که دوستت دارم یا نه؟ بعد از همه کارهایی که برایت کردم، شستم رُفتم، پختم، سه دختر برایت به دنیا آوردم، حالا از من می پرسی دوستت دارم یا نه؟"

بعد لحظه ای مکث می کند و ادامه می دهد، "آره من واقعاً دوستت دارم".

عشق آن احساسی نیست که به کسی دارید، تمایل به انجام کارهایی است که دوست دارید برای آن فرد بکنید. به نظر من این اصل جدیدی است که باید در جامعه پایه گذاری شود. این باید استانداردی باشد که برای خودمان و بچه هایمان قرار می دهیم. این باید همان چیزی باشد که به بچه هایمان در اولین قرار ملاقات عاشقانه شان یاد می دهیم: بله عشق بعد از ازدواج شروع می شود.


موضوعات مرتبط: مطالب خواندنی
تاریخ : یکشنبه 9 آبان1389
نویسنده : محمد صادق

آیا کنترل زندگیتان در دستانتان است یا با شانس زندگی می کنید؟

اینکه چه می گویید مهم نیست، اینکه چه کاری می کنید مهم است!

یاد بگیرید چطور زندگی هدفمندتری داشته باشید!

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا اینجا هستید؟ منظورم این است که اگر هدفی نداشته باشید، پس چرا باید زندگی کنید؟

بین میلیون ها اسپرم شما تبدیل به انسان شدید. پس حتماً باید به دلیلی به این دنیا آمده باشید. بنابراین قطعاً برای زندگیتان هدفی دارید، اینطور نیست؟

یافتن هدف زندگی

با وجود اعجاب تولد ما، خیلی افراد بدون هیچ هدفی زندگی می کنند. از آنها بپرسید برنامه فردایشان چیست، می گویند :


موضوعات مرتبط: مطالب خواندنی
تاریخ : سه شنبه 4 آبان1389
نویسنده : محمد صادق
آيا شما هم از آن دسته افراد هستيد که براي خطاها و ضعف هاي خود بهانه تراشي مي کنند؟ اگر اينطور هستيد، ديگر زمانش رسيده که دليل آن را بفهميد و در پي رفع اين عيب باشيد.


اين عادت ممکن است تاثيرات متفاوتي بر ديگران داشته باشد، مي تواند باعث عدم اطمينان و اعتماد آنها به شما شود، يا اينکه از نظر آنها فردي پارانويي و ظنين به خود تلقي شويد. البته ممکن است شما در جنبه هاي کاري، شخصي و خانوادگي،  فردي محکم، رُک، و محترم باشيد، اما اگر هميشه نقص ها و کمبودهاي خود را با بهانه تراشي بپوشانيد، تاثيري منفي بر سايرين خواهيد گذاشت.


راه حل اين مشکل تحت کنترل ...
موضوعات مرتبط: مطالب خواندنی
تاریخ : سه شنبه 4 آبان1389
نویسنده : محمد صادق
نامه ي يکي از بينندگان:


"من مرد 37 ساله متاهلي هستم که دو فرزند کوچک دارم. از زمانيکه ازدواج کرده ام و دو فرزندم به دنيا آمدند، به نظر مي رسد که اوضاع ماليم کمي به هم ريخته است. نمي دانم حق با من است يا نه، اما فکر مي کنم قبلاً چيزها خيلي ارزانتر بود—البته فکر نمي کنم تورم تنها اشکال کار باشد.

قبل از به دنيا آمدن بچه ها، من و همسرم مي توانستيم باهم به مسافر رفته و گه گاه شب ها براي صرف شام به رستوران برويم. اما الان حتي اجاره خانه را هم به زور تهيه مي کنيم. آيا راهي براي ما وجود دارد تا بتوانيم از اين اوضاع خلاص شويم؟"



عاداتتان را تغيير دهيد

جمله کليشه اي قديمي هيچوقت از زبان ها نمي افتد: "قديم ها چيزها خيلي ارزانتر بود." بله، تورم روي ارزش پولي که به زحمت درآورده ايد بي تاثير نيست. درست است، قبلاً با هزار تومان خيلي چيزها مي شد خريد.

اما مردم معمولاً فراموش مي کنند که ارزش پولشان بستگي به دوراني دارد که در آن زندگي مي کنند. درست است که سي سال پيش ميتوانستيد با هزار تومان کلي چيز بخريد، اما حواستان باشد که آن روزها هم درآمدتان خيلي کمتر از الانتان بود.

مثلاً اگر يک چيز در سال 1960 يک دلار برايتان تمام مي شد. امروز بايد براي آن حداقل 6 دلار بپردازيد. تازه اين درمورد دلار است، درمورد پول ايران که وضع خيلي مصيبت بارتر است.

صرفنظر از دوراني که در آن زندگي مي کنيد، لازم است که با راه هاي اصلي پس انداز پول آشنا شويد که پدرها و پدربزرگهاي شما براي رسيدن به زندگي بهتر از آن استفاده مي کردند.


الفباي پس انداز

اکثر والدين معمولاً درمورد اينکه توانسته اند شرايط تحصيلات مناسب را براي فرزندانشان فراهم کنند، به خود مي بالند. اما متاسفانه آنها فراموش مي کنند تا راه و روش پس انداز کردن پول را هم به فرزندانشان آموزش دهند.

در اين مقاله قصد داريم شما را با  چند و چون پس انداز و ذخيره ي پول آشنا کنيم.


1.  واقعيت را بررسي کنيد

قبل از خريد هر چيز گرانقيمت و بزرگ، اطمينان پيدا کنيد که اين خريد را از روي احساس انجام نمي دهيد. مردم عادت دارند که خريدهايي غير ضروري را فقط از روي هوس انجام دهند به جاي نياز. توصيه ي من اين است که قبل از هر خريد، خوب موقعيت خود را بررسي کنيد و واقع بين باشيد.


2.  قيمت ها را مقايسه کنيد

قبل از هر خريد، من توصيه ميکنم که همه جا را ببينيد. اگر با ديدن يک چيز در يک فروشگاه سريعاً دست به خريد آن بزنيد ممکن است سرتان را کلاه بگذارند. سوال کردن از فروشگاه هاي ديگر و پرس و جوي قيمت چندان زحمتي هم نمي برد.

اگر وقت کافي براي پرس و جوي قيمت نداريد، من توصيه مي کنم که همه ي جزئيات را از يک فروشنده سوال کنيد و بعد با فروشگاه هاي ديگر براي چِک کردن و مقايسه ي قيمت ها تماس بگيريد. وقتي ارزانترين فروشگاه را پيدا کرديد، بعد دست به خريد بزنيد.


3.  چانه بزنيد

بعضي مردم خجالت مي کشند يا بيش از اين مغرور هستند که بخواهند سر قيمت چيزي با فروشنده چانه بزنند. اما جالب است بدانيد که پولدارترين مردم هميشه بيش از سايرين هنگام خريد چانه مي زنند. همين دليل ثروتمند بودن آنها را مي رساند. چون آنها ارزش پولي که به زحمت به دست آورده اند را مي دانند و هيچوقت آن را الکي دور نمي اندازند.


قدم به قدم تا پس انداز پول

بدانيد که هيچوقت براي پس انداز کردن پول دير نيست. در اينجا ميخواهيم تکنيک هاي جمع کردن پول و پس انداز را برايتان معرفي کنيم. 



1.  همه ي حقوقتان را خرج نکنيد

کار را با نگهداشتن ميزان حتي خيلي کمي از حقوقتان شروع کنيد. سعي کنيد هر ماه 15 تا 18 درصد از حقوق دريافتيتان را کنار بگذاريد، اما اگر نتوانستيد آنقدر هم پس انداز کنيد باز نگران نباشيد. مهم اين است که پيوسته مقداري هرچند هم کم را پس انداز کنيد.


2.  تعداد برداشت از حساب خود را کمتر کنيد

هروقت که با استفاده از دفترچه حسابتان، پولي برداشت مي کنيد، يک نرخ اضافي هزينه مي کنيد. مخصوصاً اگر برداشت را در بانک خودتان هم انجام ندهيد، اين هزينه بيشتر خواهد شد.

پس به جاي برداشت هاي مختلف، هزينه ي يک هفته ي خود را برآورد کرده و همان ميزان پول از حساب برداشت کنيد و هر مقدار که آخر هفته از آن پول باقي ماند را به پس انداز خود اضافه کنيد.


3.  حواستان به پولتان باشد

به خوبي مراقب دخل و خرجتان باشيد. ببينيد پولتان را کجا خرج مي کنيد. آن دسته از افرادي که مي دانند پولشان را بابت چه خرج ميکنند، معمولاً کمتر خرج کرده و بيشتر پس انداز مي کنند. با يادداشت کردن همه ي خرج و مخارجتان، هيچوقت بيش از بودجه تان خرج نخواهيد کرد.


4.  کمتر سراغ وام هاي کوتاه مدت بريد

پولي که صرف سود وام مي شود، پولي است که مي تواند پس انداز شود. تا آنجا که مي توانيد سعي کنيد کمتر سراغ وام گرفتن برويد. به خصوص وام هاي کوتاه مدت مثل وام دانشجويي، وام ماشين و امثال اينها.


5.  برنامه ريزي منظم پس انداز داشته باشيد

به ندرت پيش مي آيد که کسي پس انداز را جزء برنامه ي منظم زندگي خود قرار دهد. اما توصيه من به شما اين است که سعي کنيد هر ماه، هر چقدر که مي توانيد، حتي 20،000 تومان هم که شده، اما به طور مداوم و منظم پس انداز کنيد.

همين امروز شروع کنيد

حق با خواننده ي عزيزي بود که در اين مقاله نامه اش را مطرح کرديم. او فهميده است که بايد قبل از اينکه خيلي دير شود، راهي براي پس انداز کردن پولش پيدا کند. چون شما هيچ وقت نمي دانيد که در آينده چه اتفاقي مي افتد و کي به مقداري پول ضروري احتياج پيدا مي کنيد.

15 سال آينده که فرزندان او مي خواهند به دانشگاه بروند، چه مي شود؟ آيا اين آقاي محترم از پسِ خرج و مخارج دانشگاه آنها برمي آيد؟ اگر کارش را از دست بدهد چه؟ او همين حالا هم براي پرداخت کرايه خانه کلي به دردسر مي افتد، چه برسد به آن موقع.


به خاطر همين است که پس انداز کردن پول به يکي از مهمترين مسائل زندگي تبديل مي شود. چون هيچکس نمي داند روز مبادا کي است و چه اتفاقي برايش مي افتد!
موضوعات مرتبط: مطالب خواندنی
تاریخ : چهارشنبه 21 مهر1389
نویسنده : محمد صادق

هنگامي كه به 45 سال گذشته برميگردم، چنين به نظرم ميرسد كه بزرگترين عامل تمام موفقيتهاي من به عنوان دانشجو، ديپلمات يا تاجر، خوش شانسي بوده و بس.

هنگامي كه از ناپلئون پرسيدند كه آيا او ترجيح ميدهد فرماندهان ارتش وي شجاع باشند يا زيرك، او پاسخ داد هيچكدام، من فرماندهان خوش شانس را ترجيح ميدهم.

سوال اينجاست، چگونه شانس بياوريم؟در اينجا هفت عادتي را كه براي من عامل خوش شانسي بوده اند، با شما در ميان ميگذارم:


موضوعات مرتبط: مطالب خواندنی
آخرین مطالب